در جستجوی زمان از دست رفته: زمان بازیافته

در جستجوی زمان از دست رفته: زمان بازیافته

در جستجوی زمان از دست رفته: زمان بازیافته

مارسل پروست و 1 نفر دیگر
4.4
10 نفر |
3 یادداشت
جلد 7

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

1

خوانده‌ام

15

خواهم خواند

46

پست‌های مرتبط به در جستجوی زمان از دست رفته: زمان بازیافته

یادداشت‌های مرتبط به در جستجوی زمان از دست رفته: زمان بازیافته

دریا

6 روز پیش

            زمان بازیافته (در جستجوی زمان از دست رفته)
هفت جلد در هفت سال.
سال نودوهفت شروع به خوندن این مجموعه کردم. با احتساب سالی یک جلد، بالاخره پس از هفت سال تمام شد.
مجموعه‌ی جستجو یک شاهکار هنری است. نمی‌شود به چشم کتابی سرگرم‌کننده نگاهش کرد. باید ساعت‌ها چشم دوخت به واژه‌هایش و غرق شد در جادوی کلامش. باید نقاشی، تئاتر، مجسمه و موسیقی‌اش را دید و شنید تا بتوان آنجور که باید و شاید لذتش را برد.
از جلد اول تا الان فکر می‌کنم به اینکه چقدر جالب بود اگر در هنرستان یا دانشگاه هنر درسی به جستجو اختصاص داده می‌شد. 
از جلد اول به بعد هرچه پیشتر می‌رفت کمتر جذبم می‌کرد ولی جلد آخر حجت را بر عاشقانش تمام کرد. گریزی به لحظه‌ی مادلن جلد اول و بعد پایان‌بندی باشکوهش که نمی‌دانم افکار واقعی پروست در زمان شروع نوشتن کتابش بوده یا نه. دوست دارم فکر کنم بوده.
شاهکار بسیار سنگین و سخت‌خوانی‌ست. لازم است حوصله و زمان زیادی داشته باشید و عشق به ادبیات در روح و جانتان خانه کرده باشد. اگر این خصوصیات را دارید، این مجموعه مخصوص شماست.
لطفا حتما چه جستجو را خوانده‌اید، چه قصد خواندنش را دارید و چه اصلا نمی‌خواهید بخوانید، صحبت‌های ایمان فانی در مدرسه‌ی زندگی فارسی راجع‌به این مجموعه را گوش کنید. من هم بروم دوباره بشنومش.


          
            به نام او

امّا به خود برگردیم: من فروتنانه تر از اینها به کتاب خودم فکر میکردم، و حتی تعبیر دقیقی نبود اگر کسانی را که ممکن بود آن را بخوانند «خوانندگان خودم» مینامیدم. زیرا چنین کسانی به نظر من نه خوانندگان من، بلکه خوانندگان خودشان اند، چون کتابم چیزی جز نوعی عدسی بزرگ کننده مانند آنهایی نخواهد بود که عینک ساز کومبره به مشتریانش میداد؛ کتاب من، که به یاری اش به خوانندگانم وسیله ای خواهم داد که درون خودشان را بخوانند. در نتیجه از ایشان نخواهم خواست که ستایش یا تحقیرم کنند، فقط اینکه به من بگویند که آیا همین است که من میگویم، آیا واژه هایی که درون خود میخوانند همانهایی است که من نوشته ام

به نظر من این سطور از مجلد زمان بازیافته مهمترین هدف مارسل پروست از نگارش در جستجوی زمان از دست رفته است و به خوبی نمایانگر رسالت این رمان حجیم است.
حال من این رمان را تمام کردم و به قول سعدی :«به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پر کنم هدیه اصحاب را» ولی متاسفانه دامنم چندان از دست نرفت و بوی گلهای گلستان مارسل پروست چندانم مست نکرد. رمان را چندان دوست نداشتم از خیلی از فرازهایش لذت بردم ولی کلیت اثر برایم دوست داشتنی نبود شاید یکی از مهمترین عاملهایش این است که از زبان اصلی نخواندم (و واقعیت امر نثر مرحوم سحابی هم چندان جذاب نبود) ولی به  مهمترین عامل محبوب نبودن درجستجوی زمان از دست رفته در نزد من این است که طبع ادبی من بیشتر آثار کلاسیک را میپسندد تا آثاری از این دست را. به هر رو تجربه خواندن این رمان برای من تجربه بسیار خوب و بزرگی بود