بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

خانه ادریسیها

خانه ادریسیها

خانه ادریسیها

3.5
19 نفر |
8 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

3

خوانده‌ام

34

خواهم خواند

43

بروز آشفتگی در هیچ خانه یی ناگهانی نیست؛ بین شکاف چوب ها، تای ملافه ها، درز دریچه ها و چین پرده ها غبار نرمی می نشیند، به انتظار بادی که از دری گشوده به خانه راه بیابد و اجزا پراکندگی را از کمینگاه آزاد کند.

دوره‌های مطالعاتی مرتبط

لیست‌های مرتبط به خانه ادریسیها

اعترافات یک قاتل: روایت شده در یک شبمیس لونلی هارتزبیمار خاموش

خوانده شده های 1401

65 کتاب

در این لیست کتابهایی که در سال 1401 خوانده ام را قرار می دهم. یکی از بزرگترین چالش‌های همیشگی من این است که هرسال، سرعت و دقتم را در مطالعه بالا ببرم. نوشتن لیست کتاب کمک می‌کند تا شما برای سال آینده، چشم انداز روشن‌تری را داشته باشید و چه بسا چالش های متفاوت‌تری را برای خود برنامه‌ریزی کنید. یکی از الزامات جامعه مدرن، انعطاف‌پذیری در همه‌ی امور است. تفاوتی نمی‌کند که شما در مسیر خوانش خود منعطف باشید یا در سبک زندگی و افکار خود. انعطاف‌پذیری و پذیرش افکار گوناگون، باعث می‌شود تا به جامعه و افراد، احساس همدلی بیشتری داشته باشید. از گذشته، تعصب از ویژگی‌های اخلاقی مورد نکوهش بزرگان و عالمان بوده. چه بسا این سرسختی باعث آسیب‌های فراوان نیز شود چون راه‌های مختلف را برای خود تبدیل به بن‌بست می‌کنیم. این جمله را از من به یاد داشته باشید که "هیچگاه از تغییر نترسید‌. نظم موجود در جهان بزرگ‌تر از تصور ما است."

یادداشت‌های مرتبط به خانه ادریسیها

            کتاب "خانه ادریسسها" معروف ترین اثر خانم عزاله علیزاده است. روایت بلندی از مردمی در شهری فرضی به نام عشق آباد که عده‌ای آمده اند تا حق ستم دیدگان را از سرمایه داران و ثروتمندان بگیرند. این عده در خانه ای قدیمی با هم ساکن میشوند و این سرآغاز داستان این کتاب است
کتاب پر است از شخصیتهای متفاوت مثل: وهاب، شوکت، قباد، لقا، خانم ادریسی و ... و نقطه قوت کتاب هم پرداخت دقیق و موشکافانه این شخصیتهاست.شخقصیتهایی متفاوت که همه در کنار هم تنوعی عجیب در این خانه را رقم میزند. کتاب مملو است از بیان جزئیات مکان و اتفاقها. نثر نه چندان آسان کتاب به زیبایی و جزئیات همه فضاها را توصیف میکند.
برای فهمیدن معنی بعضی لغات گاهاً مجبور شدم در اینترنت سرچ کنم و یاد بگیرم. مخصوصا اسامی قسمتهای مختلف خانه و وسایل و ...
رمان خوش خوانی نیست و متن سنگین آن به سختی جلو میرود ولی در عین حال به زیبایی تغییرات از آرمانهای یک انقلاب تا پیاده سازی و انحراف آن را به نمایش میگذارد. شاید استفاده از شهری با اسامی خیابانها و فامیلهای روسی و افرادی با نامهای ایرانی به دلیل دور شدن این فضا از ایران و انقلاب اسلامی باشد تا مجوز چاپ را در اوایل دهه هفتاد شمسی بگیرد
          
            کتاب اول رو واقعا دوست داشتم و کتاب دوم رو واقعا دوست نداشتم.☹
در کتاب اول، سیر روایت، سرعت پیشرفت داستان، شخصیت پردازی و فضاسازی واقعا خوب بود. 
اما در کتاب دوم، انگار رشته‌ی کار از دست نویسنده در رفت. همون شروع کتاب اینجور احساس می‌شد که مدت زیادی از اتفاقات کتاب اول گذشته ولی فقط چند روز گذشته بود. با این حال، شخصیت‌ها به شدت تغییر کرده بودند. فضاسازی‌ها هم چندان ملموس نبود‌ و گاهی رفتار شخصیت‌ها به شدت اغراق‌آمیز می‌شد. در کنار این‌ها، چیزی که اذیتم می‌کرد سرعت پیشرفت داستان بود. در کتاب دوم بعضی اتفاقات معمولی خیلی کش داده می‌شد در حالی که به اتفاقات مهم پرداخته نمی‌شد. بزرگ‌ترین ضعف کتاب هم از همین موضوع براومده بود؛ دگرگونی ناگهانی و کم‌وبیش غیرمنطقی و بی‌دلیلِ رفتار و اندیشه‌های شخصیت‌ها.
فکر می‌کنم کتاب دوم بیشتر از داستان، تکرار بود؛ تکرار همه‌ی چیزهایی که در جلد اول گفته شده بود. کاش نویسنده با چند فصل کوتاه، پایان‌بندی رو به کتاب اول وصل می‌کرد و اصلا کتاب دوم رو نمی‌نوشت.

با این همه، خواندن خانه‌ی ادریسیها خالی از لطف و لذت نیست.
          
            متاسفانه تا انتهای بخش اول خواندم و وقت کم آوردم. بخش دوم را گذاشتم آذر سال بعد انشاالله بخوانم.
این شهودی ترین رمان ایرانی بود که تا به حال خوانده ام. فقط همین دو سطر آغاز رمان را به عنوان گواهی محکم مدعایم می آورم:

بروز آشفتگی در هیچ خانه یی ناگهانی نیست؛ بین شکاف چوبها، تای ملافه ها، درز دریچه ها و چین پرده ها غبار نرمی می نشیند، به انتظار بادی که از دری گشوده به خانه راه بیابد و اجزاء پراکندگی را از کمینگاه آزاد کند. 

بین آدمها تارهای نامرئی روابطی کشیده شده که غیرقابل توضیح اند. انگیزه ها هم غیرقابل توضیحند. ترس ها هم همین طور. همه چیز در دنیای غیرقابل اثبات شهود فهمیده میشود و اگر شما یک مخاطب منطقی و حسی باشید همان اول کتاب را به کناری پرتاب میکنید
شهود چنان پررنگ است که جای خالی تنوع مکان را پر کرده و در این 300 صفحه حتی یک بار هم از خانه ادریسیها خارج نشدیم ( و در ادامه هم قرار نیست خارج شویم)
البته هرچقدر لقا و وهاب و خانم ادریسی که صاحبان خانه هستند خوب پرداخت شده اند، شوکت و برزو تیپ هستند و دهان باز نکرده میشود فهمید قرار است چه بگویند
این را هم اضافه کنم که به نظرم غزاله علیزاده نه رمانی ضد کمونیستی که رمانی ضد اجتماعی نوشته است. از فردیت محض طرفداری کرده است و وجه اجتماعی آدمها را مطلقا بی معنی و مخرب نشان داده
فعلا تا اینجا! خانم علیزاده تا سال آینده خدانگهدار
          
            معرفی رمان ایرانی « خانه ادریسی‌ها » 📖
#غزاله_علیزاده
اگر بخوام #خانه_ادریسی‌ها رو در یک جمله خلاصه کنم ، میتونم بگم ؛رمانی چندلایه و عمیق با داستانی تمثیلی و ساده.
رمان خانه ادریسی‌ها، مشهورترین اثر غزاله علیزاده است که در سال ۱۳۷۰ در دو جلد به چاپ رسید و سه سال بعد از مرگ نویسنده ، در سال ۱۳۷۸، برنده لوح زرین و جایزه بیست سال ادبیات داستان‌نویسی شد.
داستان کتاب خانه ادریسیها، درباره شهری است به نام عشق آباد و گروهی به قدرت رسیده که وارد شهر شده‌اند تا حق مظلومین را از ثروتمندان بگیرند و آنها را از خانه هایشان بیرون کنند.
کل ماجرا در یک خانه بزرگ و قدیمی می‌گذرد. ادریسیها نخستین ساکنین خانه هستند: مادربزرگ زلیخا (خانم ادریسیها)، لقا (دختر میانسال خانم ادریسیها که عمرش را به تنهایی و دور از مردها به گذرانده است)، وهاب (نوه پسری خانم ادریسیها که در خارج تحصیل کرده ) و یاور (باغبان پیر خانه).ساکنین خانه خود را در خانه و خاطرات گذشته زندانی کرده‌اند. آنها هرگز خانه را ترک نکرده‌اند و به گفته وهاب علتش « خو گرفتن، ناچاری و تن آسایی بوده است ». این خانه پر از رخدادهای شگفت انگیز، اندوهگین و عجیب است.
به نظر می‌رسد که سرنوشت زنان در نسل‌های مختلف یکی از دغدغه‌های غزاله علیزاده در کتاب خانه ادریسی ها بوده است. او در این رمان سرنوشت چند زن از این خاندان را به صورت کلیدی مورد پردازش خود قرار داده است. زنانی که هر کدام به گونه‌ای یا زندگی خود را از دست داده‌اند یا حق شاد زیستن را.

پ.ن ۱: گرچه سبک رمان رئال (واقع‌گرایانه) است اما اکثر  روایت‌ها و دیالوگ‌ها نمادینند و تمثیل‌ها و توصیفاتی که در متن استفاده شده ،نشاندهنده باورها و جهان‌بینی نویسنده و همچنین مناسبات اجتماعی افراد و یا کاراکترهاست‌.
و البته میشه گفت که گاهی نگاه غزاله به محیط، مکان‌ها و شخصیت‌ها، شاعرانه و فراواقعی است به همین دلیل گفتارها در سطح یک مکالمۀ معمولی صورت نمی‌گیرد و همین امر موجب سخت‌خوانی این رمان شده است .
پ.ن۲: پیشنهاد میکنم این کتاب رو بدون وقفه و آهسته و باتمرکز بخونید و حتما قبل از شروع کتاب ،خلاصه‌ای ازش در ذهن داشته باشید تا هنگام رویارویی با حوادث و کاراکترهای متعدد، رشته داستان از دستتون در نره.
پ.ن۳: خوندن این رمان رو به همه توصیه نمی‌کنم.اگر از طرفداران داستان‌های بی‌تکلف و روان هستین ، این کتاب رو نخونید .