2666

2666

2666

روبرتو بولانیو و 1 نفر دیگر
2.0
1 نفر |
1 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

3

خواهم خواند

5

روبرتو بولانیو نماد نویسندگان نسل جدید عصیانگر و البته خلاق آمریکای لاتین است که به جای پیروی از نسل درخشاننویسندگان پیش از خود به دنبال ایجاد مسیر جدید برای ادامه حیات خلاقانه ی ادبیات آمریکای لاتین بود و میخواست حرفی جدید در ادبیات جهان بزند. رمان 2666 آخرین اثر این نویسنده است که نگاهی مرموز عرفانی و تا حدی به سبک باروک دارد رمانی که سرشار از تصاویر نمادها و استعاره های خاص بولانیو است. وارد خلسه شد چشمهایش را بست و دهانش را باز کرد آنچه را قبلا گفته بود بار دیگر تکرار کرد صحرای بزرگ شهر در شمال ایالات دخترهای کشته شده زن های به قتل رسیده. برنده ی جایزه ی آلتازور کشور شیلی در سال 2005 برنده ی جایزه ی بهترین اثر داستانی انجمن ملی منتقدان کتاب آمریکا در سال 2008 بهترین اثر داستانی از نگاه روزنامه ی تایم در سال 2008

یادداشت‌های مرتبط به 2666

پیمان قیصری

7 روز پیش

            2666
نوشتن و امتیاز دادن به این کتاب برای من بسیار چالش برانگیزه، چرا؟ میگم حالا.ه
این کتاب شامل ۵ بخش هست که ابتدا قرار بوده ۵ کتاب جدا از هم باشه و یک مجموعه رو تشکیل بده، ۵ کتابی که با رشته‌های بسیار باریکی به هم متصل هستند تا آخرین کتاب رو بخونید. اول یه خلاصه کوچیک از هر بخش بگم برای یادآوری خودم در آینده.ه

کتاب اول: فصلی درباره‌ی منتقدان
این فصل در مورد چهار نویسنده و منتقد هست، سه مرد و یک زن از کشورهای مختلف که به شدت شیفته‌ی یک نویسنده‌ی ناشناس آلمانی به نام آرچیمبولدی‌ هستند و در به در دنبال پیدا کردن اون و این وسط داستانهای عاشقانه‌‌ی پیچیده‌ای هم بین این ۴ نفر شکل میگیره.ه

کتاب دوم: فصلی درباره‌ی آمالفیتانو
آمالفیتانو که در اواخر کتاب قبلی پیدا میشه یک استاد فلسفه‌ی شیلیایی هست که با دخترش روسا به سانتاترسا در مکزیک نقل مکان کرده، مادر روسا در کودکی اونها رو رها کرده. با نقل مکان به شهر جدید اخبار قتل‌های سریالی زنان پخش میشه و آمالفیتانو نگران دخترش میشه.ه

کتاب سوم: فصلی درباره‌ی فیت
اسکار فیت یک خبرنگار که تازه مادرش رو از دست داده برای پوشش خبری یک مسابقه‌ی بوکس به سانتاترسا میره و اونجا با چوچوفلورس آشنا میشه، یک خبرنگار مکزیکی که از قتل‌های اخیر به فیت اطلاع میده. فیت با دختر آمالفیتانو هم آشنا میشه. یک خبرنگار دیگه هم ترتیبی میده تا فیت با مظنون اصلی مصاحبه کنه.ه

کتاب چهارم: فصلی درباره‌ی جنایات
این فصل طولانی‌ترین بخش کتابه، به تعداد زیادی از قتل‌های زنان با جزییات پرداخته که از سال 1993 تا 1997 در سانتاترسا به وقوع پیوسته.

کتاب پنجم: فصلی در مورد آرچیمبولدی‌
و بخش نهایی کتاب با معرفی آرچیمبولدی‌ و رابطه‌ی اون با قضایای کتاب به انتها میرسه.ه

حالا چرا گفتم چالش برانگیزه ستاره دادن و نوشتن؟ چون این ۵ فصل هر کدوم یک کتاب جداست! مثلا من کتاب اول و آخر رو بیشتر دوست داشتم اما فصل سوم رو اصلا! در مجموع کتاب راحتی نیست، خیلی سرد و افسرده پیش میره. با این حجم واقعا من رو ترغیب به خوندن نمی‌کرد و برام عجیب نیست اگه خیلی‌ها ناتمام رهاش کنند. نکات رها شده زیاد داده مخصوصا توی فصل دو و سه. بخش چهار شما رو غرق در ده‌ها قتل و تجاوز می‌کنه با جزئیات اما هدفش چیه؟ نمی‌دونم. کتابی نیست که من به کسی توصیه کنم بخونه...ه