معرفی کتاب به احترام آفتاب: چهل شعر درباره امام زمان (ع) برای نوجوانان اثر سیدعلی کاشفی خوانساری

به احترام آفتاب: چهل شعر درباره امام زمان (ع) برای نوجوانان

به احترام آفتاب: چهل شعر درباره امام زمان (ع) برای نوجوانان

3.0
1 نفر |
1 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

2

خواهم خواند

3

شابک
9789646968103
تعداد صفحات
80
تاریخ انتشار
1391/5/10

توضیحات

        کتاب به احترام آفتاب شامل 40 شعر در وصف امام زمان (عج) است که سید علی کاشفی خوانساری آن را گردآوری کرده است. قدیم‌ترها می‌گفتند که نمی‌شود از موضوع غیبت امام زمان (عج) و انتظار او برای نوجوان‌ها حرف زد؛ چون آن‌ها نمی‌توانند این موضوع را درک کنند و ذهنشان آشفته می‌شود؛ اما شاعران خوب کودک و نوجوان در سال‌های پس از انقلاب شعرهای زیادی در این باره گفتند. 
      

یادداشت‌ها

          این کتاب را وقتی در طاقچه دنبال کتاب خوب -و متفاوت و قابل‌توصیه به دانش‌آموزان- دربارهٔ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌گشتم، یافتم.
همه چیز کتاب بوی گذشته می‌دهد (آیا همین که قادر به تشخیص بوی گذشته هستم، خودش نشان کهولت نیست؟😎 این شکلک را گذاشتم چون این، از جمله اوقاتی است که گذر از شباب به کهولت، در من حس حسرت برنمی‌انگیزد.)
از نام‌های شاعران بگیر تا تاریخی که آقای کاشفی -گردآورندهٔ کتاب- پای مقدمه گذاشته‌اند (ماه شعبان سال ۱۴۲۱ هجری قمری) تا خود محتوای مقدمه که از هویت مؤسسهٔ موعود عصر -که کارش انتشار کتاب، مجله، پژوهش و تهیهٔ «نوار کاست و سی‌دی»!!! دربارهٔ امام زمان است- صحبت می‌کند تا روش‌هایی که پی گرفته‌اند تا شعرهای شاعران را جمع‌آوری کنند.
گردآورندهٔ محترم در این کتاب چهل شعر از چهل شاعر آورده که یا صراحتاً به امام زمان تقدیم شده و در هوای او سروده شده‌اند، یا به قول ایشان «خوانندهٔ مشتاق و منتظر آن حضرت را به یاد ایشان می‌اندازد». چهل شاعری که بعضی‌هایشان الان دیگر در قید حیات نیستند و بعضی هم دیدن نامشان در این سیاهه، برای من حیرت و شعف آورد. چون گمان نمی‌کردم شعری با این مضمون و در این حال‌وهوا میان سروده‌هایشان یافت بشود.
شعرها یک‌دست نیستند. هم شعر قوی و محکم میانشان هست هم شعر ضعیف و سست و این هم البته نکته‌ای است که در مقدمهٔ کتاب به آن اشاره شده است (می‌خواهید به جای خواندن این یادداشت، تشریف ببرید مقدمه را بخوانید؟😉😊 در طاقچه بی‌نهایت هم موجود است) اما چیزی در اکثر شعرها -حتی شعرهای ضعیف کتاب- هست که دل آدم را یک‌جوری می‌کند. عرض ارادتی خالصانه شاید. و امیدی ناب برای فرا رسیدن «آن روز ناگزیر که می‌آید»...
بعضی از شعرها را این طرف و آن طرف خوانده بودم و برایم تازه نبودند اما از قضا دوباره و چندباره خواندن همین شعرهای قدیمی، حلاوتی خاص داشت. مثل این شعر کوتاه سیدمحمد سادات اخوی که در نوجوانی پشت جلد مجله‌ای خوانده بودم و دلم را برده بود و تا مدت‌ها -و تا همین امروز- در یاد و روی زبانم بود و هست:
رهگذر که کوچه‌های چشم من
با صدای پایت آشناست
مدتی است
از میان کوچه‌ها گذر نکرده‌ای
گرچه مِه‌گرفته و بهاری‌اند
ایستاده‌ای؟
مگر که تا به حال
در میان مِه سفر نکرده‌ای؟!

و آخرین وصیت من به شما این که کتاب را از روی طاقچه نخوانید! چیدمان شعرها در نسخهٔ طاقچه به هم ریخته و به بدبختی می‌توان فهمید که پس از هر مصرع یا بند، کدام مصرع یا بند را باید خواند. احتمالاً یافتن نسخهٔ کاغذی‌اش هم به بدبختی ممکن باشد اما از من گفتن که این بدبختی بِه از آن بدبختی است!

        

20