بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

روح امپراطور

روح امپراطور

روح امپراطور

برندون سندرسون و 1 نفر دیگر
3.8
3 نفر |
2 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

0

خوانده‌ام

3

خواهم خواند

5

وقتی شای در پی جایگزینی عصای سلطنتی با اثر جعلی نسبتاً بی‌عیب و نقصش گرفتار می‌شود،باید برای زندگی‌اش معامله کند. قاتلی، امپراطور آشیرون را بی‌هوش کرده و این وضعیت پنهانی با قتل همسرش به پایان می‌رسد. اگر امپراطور بعد از صد روز مهلت برای سوگواری مرگ همسرش خود را نشان ندهد، انجمن شکوه او را توبیخ می‌کند و هرج‌ ومرج امپراطوری را فرامی‌گیرد. مأموریت غیرممکنی به شای سپرده می‌شود: تا روح جدیدی برای امپراطور بسازد.او باید این کار را در کمتر از صد روز به پایان برساند. کسانی که او را دستگیر کرده‌اند، هنر جعل او را یک عمل پلید می‌دانند. شای در یک اتاق کوچک و کثیف زندانی شده و مردی که ازش متنفر است از او نگهبانی می‌کند، کارهایش توسط سیاست‌ مداران مورد تفتیش قرار می‌گیرد. او پشت دری که با خون خودش مهروموم شده گیر افتاده است. تنها حامی شای مشاور وفادار امپراطور، گیاتوناست که تلاش می‌کند استعداد حقیقی شای را شکوفا کند.

لیست‌های مرتبط به روح امپراطور

هری پاتر و سنگ کیمیا (هری پاتر 1) الکاتراز در مقابل کتابداران شرورمومو

فانتزی‌های پیشنهادی یه فانتزی‌خون :)

20 کتاب

تو این لیست یه سری از بهترین فانتزی‌هایی رو که خوندم آوردم، که ان‌شاءالله با خوندن کتاب‌های بیشتر به روز میشه :) من خودم همهٔ این‌ها رو زبان اصلی خوندم (غیر از مومو که زبان اصلیش آلمانیه! و داستان بی‌پایان که در واقع ترجمهٔ انگلیسیش رو خوندم)، ولی اینجا نسخهٔ ترجمه‌شده رو گذاشتم. موارد ترجمه‌نشده رو هم آوردم، خدا رو چه دیدی! شاید یه روزی ترجمه شدن :) البته یه سری از ترجمه‌شده‌ها هم تا الان فقط نسخهٔ چاپیشون اومده، اونم با قیمت بسیار بالا! و با وجود اینکه خیلی دوستشون دارم جدا نمی‌تونم توصیه کنم مثلا ۶۰۰ تومن پول بدید برای خرید فلان کتاب! امیدوارم هر چه زودتر نسخهٔ الکترونیکی و یا ارزون‌تر این موارد هم موجود بشه.... در مورد چند جلدی‌ها هم فقط جلد اول رو آوردم، که شامل این موارده: هری پاتر (۷ جلد)، آلکاتراز در مقابل کتابداران شرور (۶ جلد)، ناجیان: پولاددل (۳ جلد)، The First Girl Child (۲ جلد)، شب زمستانی (۳ جلد)، A River Enchanted (۲جلد)، مه‌زاد: آخرین امپراطوری (۳ جلد)، مه‌زاد: آلیاژ قانون (۴ جلد، این در واقع عصر دوم مه‌زاده و باید بعد از سه جلد عصر اول خونده بشه!)، The Golem and the Jinni (۲ جلد)، ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه (۳ جلد)، آرشیو استورم‌لایت: طریق شاهان (فعلا ۴ جلد). البته توجه کنید که یه سری از اینا رو تو ترجمه چند قسمت کردن! مثلا طریق شاهان خودش در واقع یه جلده که ترجمه‌ش تو دو سه قسمت چاپ شده، و من وقتی میگم ۴ جلد یعنی ۴ جلد اصلی! 🔅🔅🔅🔅🔅 ترتیب کتاب‌ها «تقریبا» از آسان به سخته 😄 یعنی اون آخرهای لیست با فانتزی‌های پیچیده‌تری طرفیم :) البته این رتبه‌بندی اونقدرم دقیق نیست، مخصوصا موارد نزدیک به هم اونقدرها تفاوتی با هم ندارن. ولی مثلا تفاوت بین اول فهرست تا آخرش زیاده. بنابراین، برای کسایی که تازه می‌خوان فانتزی رو شروع کنن شاید کتاب‌های آخر لیست انتخاب خوبی نباشه 🤔 🔅🔅🔅🔅🔅 نکتهٔ دیگه اینکه تو این فهرست اصولا مخاطب بزرگسال مد نظر بوده، ولی یه سری از کتاب‌ها برای کودک و نوجوان کم سن و سال هم مناسبه. اینا در واقع در اصل کتاب نوجوانن، ولی کتاب نوجوانی که به نظرم برای آدم بزرگسال هم می‌تونه جذاب باشه، خودم که اصولا خیلی ازشون لذت بردم :) مثلا هری پاتر، آلکاتراز، مومو و داستان بی‌پایان. با این حال، اگه بزرگسالی هستید که اصولا با کتاب‌های نوجوان حال نمی‌کنید، شاید این دسته از کتاب‌ها براتون مناسب نباشه! البته که به نظرم خیلی اشتباه می‌کنید 😂 بقیهٔ موارد هم اگه بحث سانسور رو در نظر بگیریم برای نوجوون‌های بزرگتر هم مناسبه، ولی اونایی که ممکنه یه سری حساسیت‌هایی روش باشه به طور خاص این موارد هستن (من اصولا نسخهٔ ترجمه‌شدهٔ بعضی‌ها رو ندیدم و چیزی که میگم بر اساس نسخهٔ زبان اصلیه): ❗The First Girl Child ❗خرس و شباهنگ: بیشتر به خاطر صحنه‌های جلدهای بعدی ❗A River Enchanted ❗A Study in Drowning ❗پیکارگسل ❗مه‌زاد: یه مقدار خشونتش شاید زیاد باشه و فضای تاریکی داره (همون دارک 😄)، ولی از نظر صحنه‌های جنسی کاملا تمیزه. 🔅🔅🔅🔅🔅 به اینم دقت کنید که اینطور نیست که از نظرم همهٔ این کتاب‌ها با هم برابر باشن، بعضیا خوبن، بعضیا خیلی خوبن و بعضیا عااااااالی هستن :) ولی خب همه‌شون طوری هستن که اگه کسی بگه فانتزی خوب می‌خوام بهش میگم اینا رو بخون :)

یادداشت‌های مرتبط به روح امپراطور

این کتاب ا
            این کتاب اولین کتابی بود که از برندون سندرسون خوندم. قبل خوندنش اینور اونور نظرات مختلف رو خونده بودم که میگفتن به خوبی داستانای دیگه سندرسون نیست ولی خب من هیچ کتاب دیگه ای از سندرسون نخوندم و خلاصه داستان هم بشدت برام جذاب بود بخاطر همین همیشه دلم میخواست بخونمش که بالاخره این فرصت گیرم اومد 
و اما برسیم به خود کتاب 
داستان خوب، پرکشش و متفاوت بود. دنیایی که برندون خلق کرده بود و ایده اش برای داستان نو و جالب بود. بخصوص اینکه برندون تو پیشگفتار توضیح میده این ایده کجا و چطوری به ذهنش رسیده. اول فکر می‌کنین کار جعل حالا خیلی هم سخت نیست بعد می‌بینین به به چقدر قائده و قانون و دنگ و فنگ داره و به عبارت دیگه یه رشته علمی کامله. در کل بنظرم به عنوان یه داستان کوتاه خیلی خوب بود و من خوشم اومد.
ولی در مورد ترجمه همچین نظری ندارم. ترجمه واقعا اذیت کننده بود و انگار حتی یه بار هم ویراستاری نشده بود. نه تنها غط املایی زیادی داشت بلکه جملات هم به لحاظ دستور زبان درست نبودن  و بخاطر همین کلی طول کشید تا تمومش کنم. اون امتیاز ۳/۵ هم که به کتاب دادم دقیقا بخاطر مسئله ترجمه است وگرنه ۴/۵ می‌دادم.
از تباه بودن ترجمه همین بس که به امپراطوری که مرد بود میگفتن علیاحضرت🤦‍♀️
این دومین کتابی بود که از آذرباد خوندم و هر دو تا کتاب مشکل ترجمه داشتن.
یه توصیه واقعا خواهرانه برای آذرباد دارم و اونم اینه که یکم صبر داشته باش و کتابایی که ترجمه می‌شن رو بده دست یه ویراستار کاربلد.
          
به نام خدا
            به نام خدا
اول از خدا تشکر میکنم بابت خلق برندون 🤌
بعد تشکر میکنم از داداش عزیزم، برندون مغز طلایی بابت نوشتن روح امپراطور.
در امپراطوری رُز ، جای که به هنر و زیبایی اهمیت ویژه ای داده میشه جعل عملی شنیع و شیطانی به حساب میاد اما چی میشه اگه بلندپایه ترین مقامات امپراطوری دست به دامن یه جاعل بشن؟
اونم نه هر جاعلی، ون شایلو ، دختری که روح خودش رو  جعل کرده!
شای جعل رو یک تقلب نمیدونه، بلکه اون رو هنری اصیل میدونه که ترکیبی از ظرافت و دقته و هر کسی از پس اون بر نمیاد و برای جعل کردن یک شئ باید خوب اون رو شناخت، اما خب طبیعیه که در مقابل مقاماتی که از دستش عصبانی و کفری‌ان نتونه در دفاع از جعل چیزی بگه، اون تمرکزش رو روی چیز مهم‌تری گذاشته. 
 زنده موندن!
اون کمتر از صد روز برای محقق کردن خواسته‌ی خلاف دین مقامات بلند‌پایه امپراطوری وقت داره و اگه از پسش بر نیاد طناب دار انتظارش رو می‌کشه،آخرین چیزی که شای دنبالشه.
کم کم  اما ، چیزی فراتر از زنده موندن توجه شای رو جلب میکنه ، غرورش توسط ماموریت ناممکنی که روی دوشش گذاشتن نوازش میشه و این فکر توی ذهنش جرقه میزنه:
_ اگه از پسش بر بیام👀 ...( لبخند شیطانی بر روی لب هایش نقش می بندد)

چه چیز این کتاب توجهم رو جلب کرد؟
دنیایی که اینبار برندون مارو با اون شگفت زده کرد بر اساس مهر‌های جعل پیش می‌ره. شما می‌تونید هر چیزی رو جعل کنید،اما قبلش باید از تاریخچه و احساساتش سر در بیارید حتی اگه یه دیوار زندان باشه.
آیا این تنها خصوصیت عجیب این دنیا بود؟
خیر، موجوداتی به نام بلادسیر وجود دارن که کارشون زنده کردن استخوان مردگانه‌. شای به واسطه‌ی یکی از اونها زندانی میشه که اینکار با گرفتن خون شای هر روز صبح ممکن شد. وگرنه با داشتن مهر‌های بنیادینش همون شب اول زندانی شدنش میتونست جیم بزنه.
 
دیگه چی بود که منو شگفت‌زده کرد؟
سیاست و دسیسه‌چینی نزدیک‌ترین افراد به امپراطور برای برآورده شدن خواسته‌های خودخواهانه‌شون که در آخر شای به زیبایی مشت محکمی بر دهان این بی خردان زد
*بنازم ضربه شستت رو دخترم🤌

پ‌ن:¹ ترجمه به شدت افتضاح بود😒 کاش مجدد  ترجمه و ویراستاری بشه،حیف داستانش اینطور خراب بشه.

پ‌ن:²خوشم میاد برندون بیخیال دین نمیشه🤌😂 اوایل کتاب شای مدام به شب اشاره میکنه و هیچ توضیحی هم براش داده نشده اما آخرش متوجه شدم که این شب در واقع آیینی هست بر خلاف چیزی که اکثریت امپراطوری به اون اعتقاد دارند. خب این یعنی چی؟
ما وقتی مشکلی داریم خدا رو صدا می‌زنیم دیگه ، شای شب ها رو صدا می‌زد و مقامات امپراطوری و خود امپراطور روزها رو.با خودم گفتم لابد دین‌شون اینه و شب‌ها فرقه‌ی جدا از دین رسمی کشوره که جاعلان به اون باور دارن.

پ‌ن:³کتاب کوتاه بود اما داستان کشش خوبی داشت طوری که تا آخر می‌خونید  و کنجکاوید  که آخرش چه خبر میشه‌ .حالا من تیکه تیکه خوندم چون مترجم لطف کرده بودن یک تنه ترجمه رو به باد داده بودن😒

پ‌ن:⁴شخصیت‌های مورد علاقم شای و گایتنا بودن 🤌🥺 وقتی باهم صخبت می‌کردن،کشمکی که بین‌شون وجود داشت ،کلنجار رفتن‌ با افکار و احساسات متضادشون باعث شد فضای خوب و قابل لمسی شکل بگیره که مطمئنن همه‌ی ما حداقل یکبار لمسش کردیم.درست مثل یه گفت‌و‌گو بین پدربزرگ با نوه‌ی که داره استعداد بی نظیرش رو خرج چیز بی معنی میکنه(البته که از نظر پدر بزرگ و ما در مقام یک نوه لجباز براش زبون درازی می‌کنیم)

پ‌ن:⁴ در آخر اعتراااااااض دارم، یعنی چی آخه! من تا آخر امید‌ داشتم یه کوچولو صحنه‌ی عاشقانه به چشمم بخوره اما دریغ! برهوت بود.😒