معرفی کتاب نوشتن با تنفس آغاز می شود: پیکربخشی صدای معتبرتان اثر لرن هرینگ مترجم حمید هاشمی

نوشتن با تنفس آغاز می شود: پیکربخشی صدای معتبرتان

نوشتن با تنفس آغاز می شود: پیکربخشی صدای معتبرتان

لرن هرینگ و 2 نفر دیگر
3.5
24 نفر |
13 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

9

خوانده‌ام

35

خواهم خواند

73

ناشر
بیدگل
شابک
9786005193497
تعداد صفحات
250
تاریخ انتشار
1399/8/6

توضیحات

        
موضوع کتاب حاضر، تجلیل و تشریح شیوه های نویسندگی از منظر علم روان شناسی است. این کتاب، با هدف آموزش مخاطب در جهت بررسی خود و ذهن خویش در فرایند نوشتن و رشد فضای بینابینی در وجود خود تدوین شده است. نگارنده در این اثر می کوشد، تکنیک پردازی و داستان گویی و روند نوشتن را با تکیه بر فرایند درون و بیرون خویش آموزش دهد. وی در این راستا بر ذهن تازه کار و باز، دل باز، تمرکز بر دنیا، زندگی و کار از سوی مخاطب و کسب انرژی مثبت در نوشتن داستان تأکید می کند. وی ایده ها و نظرات خویش را ذیل سه عنوان تمرکز ذهن، فرایند عمیق نوشتن و پذیرفتن این که چه و کجا هستید، مطرح کرده است.

      

دوره‌های مطالعاتی مرتبط

لیست‌های مرتبط به نوشتن با تنفس آغاز می شود: پیکربخشی صدای معتبرتان

نوشتن با تنفس آغاز می شود: پیکربخشی صدای معتبرتاناز روی دست رمان نویس: مصاحبه با چند نویسندهنویسنده شدن

چگونه مثل یک نویسنده زندگی کنیم؟

10 کتاب

کتاب‌های آموزش نویسندگی انباشته از نکات فنی و آموز‌ه‌هایی دربارهٔ طرح و ساختار و عناصر داستان هستند؛ اما علاقه‌مندان به نویسندگی در این مسیر با چالش‌ها و سوالاتی مواجه می‌شوند که جنس دیگری دارد. آن‌ها می‌خواهند بدانند نویسندگان بزرگ چگونه زندگی می‌کنند و ایده‌های داستانی خود را از کجا می‌یابند. ممکن است برخی تازه‌کارها با تمام قواعد شخصیت‌پردازی، نگارش پیرنگ و بازنویسی داستان آشنا باشند، اما وقتی برای نوشتن تمرکز ندارند یا علاقه‌شان را به ایده‌های قبلی خود از دست می‌دهند، نمی‌دانند چه‌کار باید بکنند. خیلی‌ها هنوز درگیر سوالاتی از این جنس هستند که: بهترین ساعت شبانه‌روز برای نوشتن چه زمانی است؟ آیا حتماً برای داستانمان باید طرح آماده داشته باشیم یا حق داریم شهودی و فی‌البداهه پیش برویم؟ سبک زندگی ما چگونه باشد که بتوانیم ایده‌های جدید را از دنیای اطرافمان شکار کنیم؟ نوشتن با رایانه یا قلم و کاغذ چه مزایا و معایبی دارند؟ و سوالاتی از این دست. کتاب‌های معرفی‌شده در این سیاهه خالی از نکات آموزشی و قواعد داستان‌نویسی نیستند؛ اما فکر می‌کنم تا حدی بر «زیست یک نویسنده»، «نحوهٔ فعالیت نویسندگان مشهور» و «چگونگی یافتن ایده‌های جذاب توسط نویسنده‌ها» تمرکز کرده‌اند. اگر می‌خواهید مثل یک نویسنده زندگی کنید و از تجربیات آنان در کار خود بهره ببرید، احتمالاً این کتاب‌ها به دردتان خواهد خورد.

111

پست‌های مرتبط به نوشتن با تنفس آغاز می شود: پیکربخشی صدای معتبرتان

یادداشت‌ها

نرگس

نرگس

1403/2/19

          شروع کتاب واقعا عالی بود. به عنوان یک کتاب راهنمای نویسندگی با شروعش شمارو وارد یک داستان جذاب میکنه و به سمت و سوی خودش می‌کشونه(≖ᴗ≖).

کتاب خوب و جالبی بود. برای کسانی که علاقمند به نویسندگی هستند یا اوایل شروع کارشون هست نکات خیلی خوبی داره.
به طور کلی سعی می‌کنه از لحاظ روانی شمارو آماده‌ی نوشتن کنه. 

از جنبه‌های خوبش اینه که:
❖در پایان هربخش یه تیترهایی داشت تحت عنوان «استراحت بدن». تو این قسمت‌ها با تمرینایی شبیه یوگا سعی می‌کرد که ارتباط بین ذهن و بدن رو بیشتر کنه و مارو با بدنمون آشتی بده! این تمرینات فکرو آزاد میکنه و باعث میشه بر بدن خودمون تمرکز بیشتری داشته باشیم.
من که چیزی ننوشتم ولی وقتی این تمریناشو انجام میدادم لذت می‌بردم. دو سه بارم خوابیدم وسطاش😂🤦🏻‍♀️

❖در اخر هر فصل هم تمرین داره تحت عنوان: «سنگ محک». با توجه به موضوعات همون فصل یه سری تمرین میده.

❖مهم‌ترین نکنه به نظر من این بود که نیاز نیست همشو باهم و پشت‌سرهم بخونین. می‌تونین با توجه به سرفصل‌ها یا نیازتون و بدون ترتیب شروع کنین.
چون یکی از مشکلاتی که با خوندنش داشتم این بود که هرچقدر جلوتر رفت حالت تکراری به خودش گرفت. بعضی قسمت‌ها حالت شعاری داشت، توضیحات زیاد و خسته‌کننده میشد و حس می‌کردم بیشتر منتقل‌کننده‌ی تجربه‌ی خود نویسنده‌اس.
اما اگر طبق گفته‌ی خود نویسنده هرقسمتی رو که نیاز داشتین بخونین، وقت بذارین و تمریناتش رو انجام بدین، فکر نمیکنم این مشکلات براتون پیش بیاد.

چون تأکید کردم که هرقسمتی که حس می‌کنین نیاز دارین بخونین و نیازی نیست که یهویی از اول تا اخرشو سریع بخونین، فهرست کلی کتاب به این صورته و توی سه بخش نوشته شده:

✔︎بخش اول: تمرکز ذهن 
۱.ریسک ۲. اعتبار ۳.فروتنی ۴.کنجکاوی ۵.هم‌حسی ۶.پذیرش ۷.ارتباط

✔︎بخش دوم: فرایند عمیق نوشتن
آگاهی از خود _ فرایند در برابر محصول _ تن به عنوان منبع _ اجداد به عنوان منبع _ زمین به عنوان منبع _ دنیاهای درون و بیرون _ مبارزه با سایه _ مشاهده _ آگاهی و تصویر‌پردازی با تمرکز _ شخصیت‌پردازی، پرسش عمیق _ دیدگاه، من «من» نیستم _ تغییر _ رنج _ پشتکار 

✔︎بخش سوم: پذیرفتن این‌که چه و کجا هستید
ناپایداری _ تحول _ تسلیم _ انسجام _ تنهایی _ سکون
        

43

          لرن هرینگ، نویسنده ای که در دانشگاه نویسندگی خلاق خوانده و روانشناس هم هست. 
معلم نویسندگی است و کتاب رقص استخوان یکی از آثار اوست. 
کتاب پیش رو اما درباره ی پیش زمینه ی آمادگی برای نوشتن یک اثر است. وقتی کتاب را شروع به خواندن کنید از همان ابتدا بدون اینکه خودتان متوجه باشید با نویسنده چنان احساس نزدیکی و صمیمیت می کنید که انگار اورا سال هاست از نزدیک میشناسید!. 
در مسیر خواندن این کتاب حس نمی کنید در خانه نشسته اید و مشغول خواندن کتابی آموزشی هستید، بلکه خودتان را واضح در کلاسی زنده و حقیقی خواهید یافت. 
گاهی در طول خواندن کتاب حس می کردم لرن هرینگ درد و دل های مرا می گوید و با من همدردی می کند. 
لرن هرینگ در این کتاب با ذهن، روح و تن شما کار دارد نه آنچه از فن نویسندگی میدانید یا نمیدانید. او به شما میگوید باید ذهنتان برای نوشتن چگونه باشد، روحتان چه آموزشی برای خلق یک اثر نیاز دارد و تنتان که در این راه شما و ذهن و روحتان را همراهی می کند باید آمادگی هایی داشته باشد و آموزش هایی ببیند. 
نویسنده در این کتاب از آنچه ذهن، روح و تن شما برای آغاز، ادامه، دوام و پایان یک رمان نیاز دارد برایتان میگوید. 
اگر سودای نویسندگی به سر دارید فارغ از تمام اصول و فنون نویسندگی که تا الان آن ها را دانسته و آموخته اید این کتاب را بخواند.
        

29

📝 لذت نیم
          📝 لذت نیمه‌کاره رها کردن!

▪️ «نوشتن با تنفس آغاز می‌شود» را از دوران دانشجویی می‌شناختم و دلم می‌خواست آن را بخوانم. استادی داشتیم که در کلاس جملاتی از آن را برایمان می‌خواند و توجه ما را جلب می‌کرد. با این حال، تا همین چند وقت پیش نتوانستم برای مطالعهٔ کامل کتاب اقدام کنم.

▪️ این بار هم نتوانستم (بهتر است بگویم: نخواستم!) بیش از نصف کتاب را بخوانم و آن را رها کردم. به گمانم اولین دفعه‌ای باشد که کتابی را با اراده و اختیار رها می‌کنم و اتمام آن را واجب نمی‌دانم. محتوای کتاب مرا به این نتیجه رساند که گاهی باید کتاب را رها کرد و بابت نیمه‌کاره رها کردنش پشیمان و ناراحت نبود؛ چون رها کردن بعضی کتاب‌ها مصداق بارز این جمله است که «جلوی ضرر را از هرجا بگیرید منفعت است!» 

▪️ اما چرا رها کردن این کتاب را یک دستاورد می‌دانم؟ کتاب پر است از توصیه‌های انگیزشی بی‌فایده و پوچ؛ جملاتی از این قبیل که «بین دم و بازدم‌تان صدای معتبری هست که باید آن را پیکربندی کنید!» این جملات موهوم چه معنایی دارند و چه کمکی به نویسندهٔ جوان می‌کنند؟ کتاب قرار بوده مجموعه‌ای از توصیه‌ها باشد برای بهتر زیستن نویسنده و راهنمای او برای شکار ایده‌های نو. اما آنچه می‌خوانیم در حد و اندازه‌های یک صفحهٔ اینستاگرامی با موضوع روانشناسی انگیزشی و توسعهٔ فردی و این قِسم خزعبلات است. اگر بخواهم به کتاب لقب یا عنوان ثانویه‌ای بدهم، می‌گویم: «روانشناسیِ زرد برای نویسندگان.»

▪️ در کنار این توصیه‌ها، تمرین‌های فیزیکی عجیبی هم آمده است که از آن توصیه‌ها باطل‌تر و تباه‌تر است. کارهایی از این قبیل که: دراز بکشید و دستانتان را بالا ببرید یا روی شکم بخوابید و پاهایتان را رو به فلان سمت جمع کنید و از اینطور کارها. من این تمرین‌ها را انجام نداده‌ام، اما خیلی دلم می‌خواهد بروم از نویسندگان ریز و درشت بپرسم چقدر نوشتن‌شان وابسته به اینجور تمرین‌ها و حرکات کششی است. آیا هدایت و کافکا، دولت‌آبادی و همینگوی، چخوف و کامو و شکسپیر و راسین و دیگران با این کارها صدای معتبرشان را پیکربندی کردند؟ مدام حس می‌کنم صدایی از پشت سطور کتاب می‌گوید: اگر نویسنده نشدید و به آرزوهایتان نرسیدید، جامعه و شرایط و محدودیت‌ها را مقصر ندانید. بروید روی خودتان کار کنید و با بدن‌تان مشغول شوید و تنفس‌تان را تنظیم کنید تا روزی از شما نویسنده ساخته شود. 

▪️ از ترجمهٔ بد کتاب هم نباید گذشت. فکر می‌کنم یکی از علل اصلی گنگی متن و بعضاً مضحک بودن توصیه‌هایش به ترجمه ربط داشته باشد. گاهی در حین مطالعهٔ کتاب نمی‌فهمیدم نویسنده قصد دارد چه بگوید و به نظر می‌رسد این نافهم بودن، دسته‌گلی‌ست که مترجم به آب داده.

▪️ خلاصه اینکه «نوشتن با تنفس آغاز می‌شود» ممکن است برای آن‌ها که در نقطهٔ صفر نویسندگی هستند حرف‌هایی داشته باشد و گاهی لابه‌لای پرت‌وپلاهایش جملات نابی پیدا شود؛ اما درنهایت چیز زیادی به پویندگان راه نویسندگی و مشتاقان قلم‌فرسایی نمی‌افزاید. این‌جور جاهاست که «رها کردن» لذت‌بخش می‌شود و باید در ستایشش کتاب‌ها نوشت!
        

52

          واقعا نه...
دوست داشتم کمتر از این ستاره بدهم ولی منصفانه نبود. کتاب را در بازه‌ی طولانی‌ای (احتمالا حدود یکی دو سال) خواندم و طبیعتا نظرم در برهه‌های مختلف تغییر کرده تا به اینجا رسیده‌ام که در انتهای کتاب، با تجربه‌هایی که کسب کرده‌ام، کتاب را غیرمفید بدانم.
اول از همه بگویم که مخاطب مناسب این کتاب، فقط کسانی هستند که علاقه‌ای به فلسفه‌ی شرقی یا هندی دارند و یا کمی یوگا یا مدیتیشن کار کرده‌اند و یا در کل به مباحثی از این دست علاقه دارند. در غیر این صورت، فکر نمی‌کنم لذت چندانی از کتاب ببرند و اصلا برایشان مفید باشد.
بخش موردعلاقه‌ام، تمرین‌های انتهای هر فصل بود و اصلا دلیلم برای خریدن این کتاب هم همین بود. تمرین‌ها به مرور سخت‌تر می‌شوند و اگر در کنار این کتاب، برنامه‌ی روزانه‌نویسی هم برای خودتان تعیین کنید، به احتمال زیاد دستتان برای نوشتن روان می‌شود.
مشکل بزرگ این کتاب، ترجمه‌ی افتضاحش بود. در کل کتاب ترجمه‌شده واضح نیست و بسیاری از اهداف و اشارات کتاب‌ها در زیر یوغ ترجمه از بین می‌روند. ولی این کتاب واقعا در زمینه‌ی بد ترجمه کردن فوق‌العاده بود!! خیلی از اوقات اصلا نمی‌فهمیدم ماجرا چیست و کتاب چه می‌خواهد بگوید و از همه جا بدتر، قسمت‌هایی بود که نویسنده تمرین‌های بدنی مراقبه‌مانند می‌داد و ترجمه شما را بیشتر از قبل گیج می‌کرد.
صرفا خوشحالم که بالاخره بار سنگین این کتاب را بر زمین گذاشتم و می‌توانم راحت‌تر ادامه بدهم.
پ.ن: اگر می‌خواهید نویسنده شوید (هر نوع نویسنده‌ای) اول با منابع آموزشی به زبان خودتان شروع کنید. اول کتاب‌های آموزشی فارسی‌زبان (نه ترجمه‌شده) بخوانید، کلاس‌های فارسی‌زبان بروید و خلاصه خودتان را اول در ریشه‌های زبانی‌تان محکم کنید بعد از منابع "معتبر" دیگر زبان‌ها و ترجمه‌شده‌ها استفاده کنید. از منِ زخم‌خورده به شما نصیحت!
        

0