معرفی کتاب ما تمامش می کنیم اثر کالین هوور مترجم آرتمیس مسعودی

ما تمامش می کنیم

ما تمامش می کنیم

کالین هوور و 1 نفر دیگر
3.7
464 نفر |
144 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

27

خوانده‌ام

1,113

خواهم خواند

272

ناشر
آموت
شابک
9786006605159
تعداد صفحات
382
تاریخ انتشار
1400/1/2

توضیحات

این توضیحات مربوط به نسخۀ دیگری از این کتاب است.

        
وقتی لیلی با یک جراح مغز و اعصاب خوش تیپ به نام رایل کینکید وارد رابطه می شود، ناگهان زندگی برایش آن قدر زیبا می شود که باورکردنی نیست اما وقتی دغدغه های مربوط به رابطه ی جدید، ذهن او را به خود مشغول می کند، خاطرات اتلس کاریگن، اولین عشقش و رشته ای که او را به گذشته پیوند می دهد، درگیرش می کند. اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است. به همین علت، وقتی ناگهان پیدایش می شود، هرآنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می گیرد.
کالین هوور، با این رمان جسورانه و کاملا منحصر به فرد، داستانی را روایت می کند از عشقی فراموش ناشدنی که ناچار باید بیش ترین بها را برای آن پرداخت.
داستانی دلچسب و لطیف که از یادها نمی رود. از آن نوع کتاب هایی که به یادگار خواهد ماند.
یواس ای تودی 
رمانی جسورانه و جذاب که احساس را درگیر می کند. حتی وقتی هوور امید می دهد، قدرت و رنج رابطه، همراه مخاطب می ماند.
کالین هوور به مخاطبش یادآوری می کند که عشق، شکننده و آمیخته با شهامت، امید واشک است. هر دل شکسته ای باید این کتاب را بخواند.
کامی گارسیا نویسند ه ی پر فروش نیویورک تایمز 
«ما تمامش می کنیم» یک داستان عاشقانه ی معمولی نیست. این کتاب قلبتان را می شکند وهمزمان، ان را از امید لبریز می کند. تا انتهای داستان، در میان گریه خواهید خندید.
سارا پیکانن، نویسنده ی رمان پرفروش بین المللی همسایگان بی عیب و نقص 

      

لیست‌های مرتبط به ما تمامش می کنیم

پست‌های مرتبط به ما تمامش می کنیم

یادداشت‌ها

          اگر بخواهم مثل همیشه یادداشت‌هایی که برای کتاب‌های کالین‌هوور نوشتم را شروع بکنم، خیلی تکراری می‌شود. پس اینبار اینطور شروع می‌کنم:
کادوی تولدم را باز کردم. یک کتاب و تعداد زیادی ستاره کاغذی، که به شکل یک دسته‌گل در آمده بود. این تقریبا بهترین کادوی دست‌سازی بود که دریافت کرده بودم.
و اما کتاب. کتاب «ما تمامش می‌کنیم» از نویسنده‌ی دوست‌داشتنی و محبوبم؛ کالین‌هوور. این اما از قبلی هم بهتر بود.
داستان کتاب، داستان دختری به نام لی‌لی است. داستان از یکی از پشت‌بام‌های بوستون آمریکا شروع می‌شود. جایی که لی‌لی و رایل، بعد از گذراندن یک روز بسیار سخت، برای اولین بار همدیگر را ملاقات می‌کنند. اما مشخص است که کالین‌هوور عزیز، داستان را تنها به همین دو شخصیت خلاصه نمی‌کند.
لی‌لی گذشته‌ای غم‌انگیز دارد. ما داستان‌های گذشته را، تقریبا از فصل هفتم ( از سی‌و‌شش‌ فصل )، از طریق یادداشت‌های گذشته‌ی لی‌لی می‌فهمیم. 
کتاب دو جلد دارد. جلد اول با نام «ما تمامش می‌کنیم» و جلد دوم با نام «ما شروعش می‌کنیم». اول، من هم فکر می‌کردم ما شروعش می‌کنیم جلد و اول و ما تمامش می‌کنیم جلد دوم این مجموعه است. اما اینطور نیست و دلیل این نامگذاری را، تا کتاب را نخوانید متوجه نخواهید شد.
تا اینجا یک ستاره برای نام‌گذاری.
و اما ستاره‌ی دوم. این ستاره متعلق به غیر قابل پیش‌بینی بودن داستان است. جاهایی از داستان، با دلایلی می‌گوییم اینگونه تمام می‌شود. اما صفحاتی بعد، حرفمان را پس خواهیم گرفت و نظری دیگر می‌دهیم. و این چرخه ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که به آخر داستان می‌رسیم و غافلگیر می‌شویم.
ستاره‌ی سوم، مربوط به نوع نوشتن زمان گذشته و حال، در موازات یک‌دیگر است‌. اینکه از طریق چند یادداشت قدیمی، گذشته را تعریف می‌کرد، ایده‌ی جدید و خلاقانه‌ای بود.
ستاره‌ی چهارم. برای پایان دوست‌داشتنی‌اش. کتاب قبلی‌ای که از کالین‌هوور خواندم (اشک‌هایی که در سکوت جاری شدند)، پایان خوبی نداشت و من را نسبت به کتاب‌های کالین، دلسرد کرده بود. اما این پایان، من را واقعا شگفت‌زده کرد.
و اما ستاره‌ی پنجم. ستاره‌ی پنجم را نمی‌دم. به چند دلیل. اول آنکه داستان گاهی کند پیش می‌رفت. کلافه‌ کننده بود و اصلا دلم نمی‌خواست ادامه‌اش را بخوانم.
دوم تکراری بودن موضوع بود. کتاب‌های کالین‌هوور دارند برایم تکراری می‌شوند. چون تقریبا همگی یک ژانر و یک موضوع را دنبال می‌کنند. البته کتاب اگر حقیقت این باشد را فاکتور بگیرید. آن اثر واقعا ماندگار و بی‌نظیر بود.
و سوم، حاشیه‌پردازی اضافی داستان و گاهی یکنواخت بودن داستان است.
و درنهایت، این کتاب، چهار ستاره‌ی کامل را دریافت می‌کند. دوستش داشتم اما بعید بدانم به سراغ جلد دوم کتاب بروم. چون هم تعریف زیادی از آن نشنیدم و هم آنکه بنظرم کتاب اینجا واقعا تمام شد و نیازی به خواندن جلد دوم نیست.
        

2

        کتاب خوبی نبود 
بیاین یکم فکر کنیم  
حاوی اسپویل شدیدا مواظب باشید 🥲🔪
نویسنده قلم خوبی داره و داستانش حوصله سر بر نیست درست و شخصیت پردازیه خوبی داره
اما یکم فکر کنیم لیلی 
دختریه با یکسری خراش های روحی از دوره ی زندگی با پدرش بهش حق میدم اما  دعوا هایی که  باعث اون اتفاق شد تقصیر کی بود؟  اون مصاحبه تو روزنامه اون اتفاق تو ی  رستوران. کسی که با یه نفر ازدواج میکنه اونقدر عاشقشه که برای هر مشکلی تمام تلاششو بکنه که یه مرحم درست کنه  خود لیلی اگه یه دختر با همسرش رفتار اطلس رو داشت چه اتفاقی میافتاد ...

قابله ذکره :این عقیده ی منه و میدونم که چقدر این کتاب طرفدار داره و برای تک تکشون احترام قائلم ✨🥺
دنیا با نظر های متفاوت زیبا تره 😉
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

Ahoura

Ahoura

1403/9/27

          این یکی از کتابای موردعلاقمه که خیلی وقت پیش خوندمش، و اگر نگاه کنی واقعا روند داستانی خوبه، روون نوشته شده و.. 
به شخصه، معتقدم که کلیشه‌ها یه دلیلی دارن که کلیشه شدن! لابد پرطرفدار و قشنگ بودن که همه نویسنده‌ها ازشون استفاده کردن.؟ اما از یه جایی به بعد، همین کلیشه‌های قشنگ هم حتی دیگه انقدر جذاب نیستن که بتونن یه کرم کتاب رو متقاعد به ادامه دادن به خوندن کنن. و خب، داخل کتاب‌های عاشقانه ما چندتا کلیشه داریم. 
۱ـ طرف عشق دوران بچگیش رو داخل یه شهر رندوم یا بعد از بازگشت به شهر قبلیش میبینه و باز عاشقش میشه
۲- دختره کار خودش رو رها میکنه و یا گلفروشی یا کتابفروشی یا کافه یا همچین چیزی باز میکنه
۳- مثلث عشقی‌ها معمولاً یه پسر خیلی خفن و یه پسر خیلی مظلومن که پسر مظلومه همیشه از دور از دختره محافظت میکنه
۴- دختره تا یه مشکلی براش پیش میاد پیش پسره میره و ازش کمک میخواد
و حتی داخل همین کتاب که در مورد استقلال زن از مرده و در مورد شکستن اون چرخه ظلم خانگی که ناشی از وابستگی زن هست هم زنه بعد از اینکه براش یه مشکلی پیش میاد به پسره پناه میبره.
داستان به صورت کلی، ضد و نقیض‌هایی داره که شاید بهتر بود یکم بیشتر بهشون توجه میشد؛ وقتی آدم همینجور میخونه ازشون لذت میبره ولی بعد از یکم تفکر به این نتیجه میرسه که صرفا ایده کلی کتاب قشنگه، نه داستان کتاب.
        

13

هستی

هستی

1402/6/27

        بی انصاف نباشیم،خواندن این کتاب پر از حس خوب است!
لحظاتی که لیلی به همراه اطلس میگذراند پرستیدنی‌ست!
قلم کالین هوور واقعا زیبا و راحت است!
اما از یک طرف به این می اندیشم که لیلی می توانست قبل از جدا شدن برای بهبود رایل تلاش کند..
و از طرفی دیگر میگویم او تا چه حد تحمل داشت؟
اما به هر حال؛این کتاب به من آموخت آن چیزی که می بایست را
و امیدوارم برای شما هم همین طور باشد
      

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

16