سمیرا اسدی

@samiramiss123

10 دنبال شده

18 دنبال کننده

                      
                    

یادداشت‌ها

نمایش همه

باشگاه‌ها

باشگاه کتابخوانی "هزارتو"

490 عضو

هزار خورشید تابان

دورۀ فعال

فعالیت‌ها

            چندتایی مجموعه جستارخوانده‌ام و احتمالا الان بهتر از همیشه می‌دانم چه جستارهایی را بیشتر دوست دارم. جستار روایی برای من، یک خروجی ملموس و قابل درک از فکرهای عمیق روزمره است در مشاهده‌ی ساده‌ترین چیزها. مسیری برای بهتر نگاه‌کردن، قشنگ‌تر برداشت کردن و دوام آوردن در روتین‌ها و کارهای روزمره. جستار‌های محبوبم بهترین خوراک‌اند برای ذهن مهندسی من؛ بهترین راه برای وصل کردن معانی اتفاقات مختلف زندگی روزمره به هم و رسیدن به یک کل معنادارتر، به یک نگاه تازه. 
«به زبان مادری گریه می‌کنیم» دقیقا همان چیزی است که دوست دارم، یک نگاه تازه‌ی تازه. نویسنده‌ای که چیزهای به ظاهر بی‌ربط را به هم وصل می‌کند و یک معنای جدید از آن‌ها بیرون می‌کشد، همان کاری که خودم بعضی روزها انجامش می‌دهم. جستارهای دوصفحه‌ای که الکی‌حرفشان را کش نمی‌دهند و مجبورند در «موجزترین» حالت ممکن حرفشان را بزنند. حرف‌هایی که کاملا از فهم نویسنده آمده‌اند. برای من، جستار یعنی این، نه تکرار کردن حرف‌های یکسانی که «خودت را گم و گور کن» و «دلت را به ناشناخته بزن» و این صحبت‌های بعضا بی‌معنی و لوس.
من آنقدری طرفدار و دنبال‌کننده‌ی ادبیات صرف نیستم، برای همین بعضی جاها مخاطب اصلی این کتاب حساب نمی‌شوم. اما انقدر از نگاه نویسنده لذت می‌بردم که آن‌ها را هم با لذت تمام خواندم. 
ترجمه‌ی کتاب یکی از بهترین ترجمه‌هایی است که تا به حال دیده‌ام. بعضی جاهای متن اما ویرایش نیاز داشت. صفحه‌آرایی کتاب‌ خیلی خوب انجام شده اما طراحی جلد ایراداتی دارد  که امیدوارم ناشر در چاپ‌های بعدی برطرف‌ کند. 
          
            به نظرم نوشتن واسه افلاطون،این مرد بزرگ واقعا سخته ولی دلم نمياد واسه همچين کتاب بی نظیری چیزی ننویسم!
اول که کتاب و خریدم میترسیدم برم سراغش چون فکر میکردم يه متن خیلی سنگین مثل جمهور در انتظارمه واسه همین خوندشو همش عقب مینداختم تا اینکه بالاخره يه هفته پیش طلسم و شکستم و شروع کردم به خوندنش!
و قبل از اینکه برم سراغ خود کتاب قسمت دیباچه رو خوندم که حقیقتا بسیار ماهرانه و روون نوشته شده بود که به همین خاطر هم از آقای محمد علی فروغی ممنون هستم.
ترجمه و ویراستاری خود کتاب هم همچنین خیلی روون و بی غلط بود.
و اما خود کتاب! حقیقتش همیشه میخوندم که آثار افلاطون به غیر از نظریات فلسفی که توشون گفته از شاهکار های ادبی هم محسوب ميشن و هيچوقت باور نمیکردم این حرفو تا رسیدم به این کتاب و تازه فهمیدم همه چی ميگفتن! روند داستانی زیبا و کوتاه که تو رو وادار به ادامه کتاب میکنه و توصیف های خیلی خوب از صحنه مثل اینکه داری تئاتر میبینی. و بیاید افسانه ها و اسطوره های بی نظیری هم که در وسط داستان گنجونده رو فراموش نکنیم چرا که قطعا از قسمت های خیلی لذت بخش کتاب بود!
يه چيز ديگه که خیلیییی واسم جالب بود يه سری از نظریات افلاطون درباره عشق بود که میبینم چقدر از زمان خودش جلو تر بوده! در واقع در آخر های کتاب تونستم شباهت های بسیار زیادی بین نظریه های خودش و نظریه های شوپنهاور در مورد عشق پیدا کنم! 
در آخر بگم که خیلی زیاد از خوندن این کتاب که حقیقتا گنجی بود از حدود ۲۴۰۰ پیش لذت بردم و به همه خوندشو،حتا شده یک بار( که من فکر میکنم حقیقتا يک بار واسه این کتاب کم باشه!) پیشنهاد میکنم!