عاطفه مجیدی
تصویر پروفایل

عاطفه مجیدی

@atefehmajidi
                    - جاهل از جمع کتب صاحب معنی نشود -
                  
atefehmajidii
بهتر از همه = Best of allهدیه ی مخصوص توتو برای من عزیزترینیای کاش بینی من هم سبز بود

خوانده‌ام

57 کتاب

مینیمالیسم دیجیتال: یافتن زندگی متمرکز در یک جهان پرهیاهوجای خالی عباس: بررسی رفتارهای تشکیلاتی حضرت عباس (س)دزیرهnull

در حال خواندن

3 کتاب

هر دو در نهایت می میرندهنوز آلیس...کافکا در کرانهرویای دویدن

می‌خواهم بخوانم

13 کتاب

یادداشت‌ها

نمایش همه
5
          وقتی سراغ طبقه رمان های آمریکایی کتابخانه رفتم و این کتاب را برداشتم، هیچ فکر نمی‌کردم همدم و مرهم روزگارم شود :)
از میان نیکرسون های کتاب های خوانده شده‌ام، سارا نیکرسون در این داستان را بیش از همه دوست دارم.
و اگر کتاب بودم، یحتمل نیمه‌ی نادیده بودم.
نویسنده که به گواه ویکی پدیا علاوه بر رمان نویس، عصب پژوه نیز هست، در این کتاب، دوره ای از زندگانی سارا، زنی کمالگرا را روایت می‌کند که با آسیب مغزی در یک تصادف رانندگی، زندگی اش به دو نیم تقسیم شده و مخاطب را با زندگی سارا، احساسات، افکار و تغییراتش همراهی می‌کند.
و از آنجایی که من هم مبتلا به کمالگرایی هستم، درک سارا برایم بسیار آسان بود
اوایل کتاب با نشانه های کمال گرایی سارا خنده‌ام می‌آمد و یاد خودم و کمالگرایی هایم می‌افتادم، جلوتر که رفتم، کودک درونم با کتاب گریه می‌کرد، به نقطه عطف زندگی سارا که رسیدم ترس به جانم چنگ می‌زد ولی عطش ادامه همراهی با سارا به ادامه مطالعه کتاب ترغیبم می‌کرد
به مرور و پا به پای سارا که سعی می‌کرد دامنه دیدش از جهان اطراف و زندگی را بگستراند، من هم همراهش شده بودم و با تمام شدن هر بخش و حرکت گام به گام سارا به سمت معمول گرا تر شدن، من نفس عمیقی کشیده و جرعه ای آرامش می‌نوشیدم
و در آخر به گمانم نیمه نادیده اولین کتابی بود که دوست نداشتم تمام شود...
( می‌دانم که می‌دانید منظور از کمال گرایی مذکور همان کمال گرایی افراطی ست که زندگی فرد و اطرافیانش را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد )
      
4
          هیچ کجای کتاب، نوشته ای مبنی بر حقیقی بودنِ شخصیت های داستان وجود ندارد، اما می‌دانیم که در حقیقت همه این ها و بدتر از این ها هم اتفاق افتاده اند و آرزو می‌کنیم کاش هیچ کدام واقعی نبود...
کتاب، قلبتان را لمس می‌کند و به درد می آورد و از خودم هشداری می‌نویسم که اگر قلب و روحیه حساسی دارید، شاید لازم باشد احتیاط کنید...
کتاب می‌تواند برای نوجوانان دبیرستانی، جوانان و آشنا شدن با فضایی که در حقیقت در فلسطین و برای فلسطینی ها بوجود آوردند، خوب باشد اما نقاط تاریک داستان آنقدر زیاد است که نمی‌شود به راحتی و به هر کسی توصیه اش کرد...
نویسنده توانایی بسیار خوبی در همراه کردن مخاطب با تراژدیِ به بندِ قلم درآمده و ایجاد حس همدردی در مخاطب داشت و من کتاب را در کمتر از ۲۴ ساعت خواندم و با وجود همه نقاط تاریکش، پیشنهاد می‌کنم بخوانیدش.
برش هایی از کتاب:
- واقعیت انکارناپذیر این بود که فلسطینیا به یهودیا پناه داده بودن و یهودیا فلسطینیا رو می‌کشتن...
- تکه کوچکی از زمین که از زمان قطع شده بود و برای همیشه، تو سال بی انتهای ۱۹۴۸ زندانی شده بود.
- مگه می‌شه دنیا این همه کشت و کشتار رو نبینه؟ نمی‌شه دنیا این همه وحشی گری و خرابی رو نبینه. دیر یا زود، همه می‌فهمن و یه کاری می‌کنن، همه چی تموم میشه، همه چی عوض می‌شه...
- چون زیاد عمر کردی، باید زیر چرخ بولدوزر له بشی؟ این معنای فلسطینی بودنه؟
- اما مثل همه داستان های فلسطین، این داستان هم زیر سایه سنگین سکوت تمام شد و گذشت.
- نیروهای سازمان ملل هیچ وقت نیامدند...
- فراموش کردن و فراموش شدن، این معنای فلسطینی بودنه...
      
4
          « احساس می‌کردم ضعیفم، نه آن طوری که شب کریسمس منفجر شده بودم، آن طوری که فردا صبحش بودم، صبحی که فقط لبخند جیمی بود که سرپا نگهم می‌داشت؛ لبخندهای جیمی و سوزان » .
داستانی حول محور زندگی « آدا » دختر ۱۱ ساله انگلیسی در زمان جنگ جهانی دوم
از بخش های تاریخی و جنگی داستان می‌گذرم چون دانش تاریخی ندارم و نمی‌دونم در چه حد معتبر بودن.
من حین خواندن کتاب، همراه با کلمات روی صفحات کتاب ذوب می‌شدم از توصیفات، تجربیات و احساساتی که در داستان جریان داشتند...
توصیفات آدا از تجربیات جدیدی که به چشم همه عادی شده بودند اما آدا برای اولین بار طعم آن ها را می‌چشید، روان و ملموس بودند.
 آدا برای من همان کودک درونی بود که طبق گفته ها و شنیده ها باید بغلش کرد، بهش گفت که تقصیر تو نیست و تو کافی، لایق و ارزشمند هستی، اشتباهت بزرگ نبوده، آرامشت را حفظ کن و حس گرما و امنیت بهش داد...
و شخصیت سوزان همان دایه ای که حقیقتا مهربان تر، لایق تر و مادر تر از مامِ داستان بود...
کتاب، جلد دومی با عنوان « جنگی که بالاخره نجاتم داد » دارد!
      

لیست ها

این کاربر هنوز لیستی منتشر نکرده است.

فعالیت‌ها

عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/7/9 - 13:16
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/8 - 11:22
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/8 - 11:22
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/8 - 11:21
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/8 - 11:21
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/8 - 11:21
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/8 - 11:21
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/8 - 11:21
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/8 - 11:21
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/8 - 11:19
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/8 - 11:19
عاطفه مجیدی
عاطفه مجیدی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/2 - 13:18
در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.