سید علی مرعشی

تصویر پروفایل

سید علی مرعشی

@ali_marashi
                    قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست
🌴📚🖋️

@marashi_books ایتا
                  
ali_marashi.ir

یادداشت‌ها

نمایش همه
سید علی مرعشی

1401/10/4 - 05:02

در ۴ دی ماه ۱۴۰۱ مطالعه‌اش به پایان رسید. به گمان بنده کتاب ارزشمندی در زمان حضور علامه (ره) بوده‌است. البته نیاز به ویرایش بهتر واقعاً به چشم می‌آید. ابتدای کتاب که شاید برای برخی از خوانندگان سخت باشد و نیاز به آشنایی آن‌ها با نظام فکری فلسفی علامه (ره) داشته باشد، از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب است. اگر این کتاب را خواندید ‌‌و تمایل داشتید تحلیل علامه پیرامون تحول نظام اجتماعی را پی بگیرید این کار را با پی‌جویی تفسیر ذیل همین آیاتی که ایشان در کتاب بیان کردند انجام دهید. در بخش دوم نیز بررسی‌های علامه که بیشتر با بیان عناوین و اشاره به برخی راویان علوم قرآنی طی می‌شود نیز درخور توجه و شایان تأمل است. این حوزه سالیان سال در انحصار مذاهب خاصی بوده‌است و نیاز به کاوش‌های کمی و کیفی بیشتری در آن به چشم می‌خورد. کاری که به دلیل قطعی‌الصدور بودن آیات مورد اهمال دانشمندان اعصار پیشین قرار گرفته‌است. عموم مردم احتمالاً نتوانند با بیش از ۶۰ درصد کتاب انس بگیرند و برای استفادۀ بیشتر باید از راهنما و استاد بهره جویند.

11 نفر پسندیدند.

جان شیفته متن زیر حاوی فاش شدن بخش‌هایی از داستان است. ص۲۳۳ « در زندگی باید اشتباه کرد. اشتباه کردن یعنی شناختن. باید شناخت» این توصیه مارسل به آنت‌ ریوی‌یر است پس از آن که آنت‌ تقریبا ناخواسته به نامزدی روژه درآمده و بعد در حالی که روح رهایی‌جوی خود را در حصاری زندانی می‌بیند تصمیم به جدایی می‌گیرد. در زمان جدایی از روژه بچه‌دار می‌شود! و بعد در جواب به خواهرش که می‌گفت "باید به پدرش حق بدهی بچه‌ را ببیند و یا اجازه بدهی خود بچه انتخاب کند که را می‌خواهد ببیند" جواب می‌دهد: "محبت من برای او بس است." آنت در مورد سرکوفت‌های خواهرش که جامعه و طبقه‌ی برژوا کودک خارج از چارچوب ازدواج را برنمی‌تابد پاسخ داد که: "اخلاق را مردها ساخته‌اند" و درنهایت می‌رسیم به جمله‌ای که در ابتدا خواندین. آنت ریوی‌یر دختری از طبقه‌ی مرفه که پدر و مادرش را از دست داده و بوسیلهٔ نامه‌های به‌جامانده‌ از پدر متوجه می‌شود که او همسر و دختر دیگری داشته است. آنت با خواهر ناتنی‌اش سیلوی آشنا می‌شود و این آشنایی آغازی است برای خروج آنت از زندگی محصور در خانه‌ی اعیانی خود و آشنا شدن با اجتماع و دیگر افکار. در این میان رومن رولان با چیرگی خارق‌العاده‌ی خود از لایه‌های مختلف، عمیق و گاهی متضاد احساسات و عواطف آنت پرده برمی‌دارد. چنان عشق سودایی او به خواهر، زیبایی‌ها، مردها و... به تصویر کشیده است که مخاطب غرق در این حالات خود را در دریایی مواج و گاه نیمه مواج کششها و تمایلات آنت می‌یابد. آنت در این زندگی تلاش می‌کند خود را پیدا کند و بیشتر خود را در مسیر این عواطف و احساسات قرار می‌دهد و کمتر به بررسی و تحلیل چرایی این حوادث و یا سنجیدن آنها و یافتن مبنایی برای چنگ زدن به آن می‌پردازد. اما یک چیز برای آنت اصل است.و آن روح آزاد و استقلال طلب آنت است که همچون اسب‌های وحشی دوست دارد در دشت‌ها بتازد و زیر عنان ازدواج یا دیگر قراردادهای‌اجتماعی مرسوم نرود. از این جهت داستان در یک فضای ایده‌آلیست رمانتیک افراطی به پیش می‌رود و احتمالا توصیفات ادبی آن و کاویدن ظرایف روح زنانه‌ی آنت برای مخاطبان این سبک نوشته‌ها بسیار جذاب باشد. ممکن است ترجمهٔ به‌آذین در ابتدا برای خواننده‌ی معاصر کمی سنگین و شاید بیش از حد ادبی جلوه کند اما با گذشت ۵۰ صفحه به ارزش کار او در انتقال ظرافت‌های قلم‌ رولان پی‌خواهید برد. یک پرسش: اگر این کتاب را مطالعه کرده‌اید لطفا بفرمایید این حال و هوای عشق سودایی آنت و خیالات او برای رسیدن به چیزی که خودش هم هنوز آن را نمی‌داند یک نقص(بیماری، افراطی‌گری، فاصله گرفتن از واقعیت) به‌حساب می‌آید و یا صرفاً از روح زلال و استقلال‌طلب او ناشی می‌شود؟ پ: فقط جلد اول این مجموعهٔ چهار‌جلدی فرسته خواهد داشت.

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

4 نفر پسندیدند.

سید علی مرعشی

1401/5/14 - 06:09

بل آمی روایت ترقی ظاهری و سقوط روحی یک سرباز است. همان داستان آشنای له‌له زدن برای رسیدن به پول، زن و شهرت. ماجرای همیشگی پسرک روستایی و فقیری که حتی پول چند وعدهٔ غذا را هم ندارد اما خیلی زود صاحب گرم‌ترین بسترها، لطیف‌ترین هم‌صحبت‌ها و لذیذ‌ترین غذاها می‌شود. سربازی که از شدت سرمای پاریس پاهایش سست می‌شد و ناامید در خیابان‌ها پرسه می‌زند حالا شکوه زندگی پاریسی را تجربه می‌کند و یکی یکی از پله‌های موفقیت بالا می‌رود. جوان ساده‌ای که با سرو‌کله‌زدن با انگل‌‌های رسانه و قدرت خود را بالا می‌کشد و در این میان راه خود را با چکاندن شیرهٔ زن‌هایی که به تورش می‌خورند هموار می‌کند. بل آمی در نهایت به نماد فرد نفرت‌انگیزی مبدل می‌شود که نویسنده با زیرکی و بدون آنکه بخواهد از زبان او آن را جار بزند نشان می‌دهد که بل آمی آینهٔ رفتار اطرافیان او و واکنشی است به آنچه در منجلاب قدرت و ثروت اتفاق می‌افتد. بل آمی نمایندهٔ نسلی است که با فرصت‌طلبی بی‌نظیرش پای خود را در محافل گوناگون ثروتمندان و اصحاب سیاست باز می‌کند. رسانه را یکی از ابعاد مردم‌سالاری دانسته‌اند ولی در پاریس این هم مثل خیلی از ادعاهای شیک باطنی دیگر و کارکردی کاملا متفاوت دارد. متصدی خبرهای کوتاه با تهیه مصاحبه‌های تخیلی و افزودن پیاز داغ عطش خواننده‌های وفادار خود را فرو می‌خواباند و مدیر روزنامه به شدت علاقه‌مند به سوداندوزی و وصل شدن به شاهراه قدرت است. در این‌جا حتی جوان جویای نامی که به طمع بهبود وضعیت اقتصادی خود وارد روزنامهٔ لاوی فرانس شده با مشاهدهٔ این حرص و طمع کارکنان و تهی‌بودن ادعای خبررسانی متعهدانه می‌کوشد تا خود از قافله عقب نماند. شاید مطالعهٔ بل آمی برای کسانی که خود یا برخی از دوستانشان کارمند ادارهٔ دولتی باشند یادآور خاطرات آن‌ها از محیط کاری باشد. پ: این داستان با ترجمهٔ روان آقای شهدی خوش‌خوان به نظر می‌رسد. منتظر اتفاقی عجیب‌و‌غریب و یا گیر و گور‌های داستانی نباشین و از مطالعه کتاب لذت ببرید.

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

4 نفر پسندیدند.

سید علی مرعشی

1401/4/30 - 21:48

جان شیفته جلد۱ متن زیر حاوی فاش شدن بخش‌هایی از داستان است. ص۲۳۳ « در زندگی باید اشتباه کرد. اشتباه کردن یعنی شناختن. باید شناخت» این توصیه مارسل به آنت‌ ریوی‌یر است پس از آن که آنت‌ تقریبا ناخواسته به نامزدی روژه درآمده و بعد در حالی که روح رهاطلب خود را در حصاری گیرافتاده یافته تصمیم به جدایی می‌گیرد. در زمان جدایی از روژه بچه‌دار می‌شود! و بعد در جواب به خواهرش که می‌گفت باید به پدرش حق بدهی بچه‌ را ببیند و یا اجازه بدهی خود بچه انتخاب کند که را می‌خواهد ببیند جواب می‌دهد:«محبت من برای او بس است». آنت در مورد سرکوفت‌های خواهرش که جامعه و طبقه‌ی برژوا کودک خارج از چارچوب ازدواج را برنمی‌تابد پاسخ داد که:«اخلاق را مردها ساخته‌اند» و درنهایت می‌رسیم به جمله‌ای که در ابتدا خواندین. آنت ریوی‌یر دختری از طبقه‌ی مرفه که پدر و مادرش را از دست داده و از طریق نامه‌های بجامانده‌ از پدر متوجه می‌شود که او همسر و دختر دیگری داشته است. آنت با خواهر ناتنی‌اش سیلوی آشنا می‌شود و این آشنایی آغازی می‌شود برای خروج آنت از زندگی محصور در خانه‌ی اعیانی خود و آشنا شدن با اجتماع و دیگر افکار. در این میان رومن رولان با چیرگی خارق‌العاده‌ی خود از لایه‌های مختلف، عمیق و گاهی متضاد احساسات و عواطف آنت پرده برمی‌دارد. چنان عشق سودایی او به خواهر، زیبایی‌ها، مردها و... به تصویر کشیده است که مخاطب غرق در این حالات خود را در دریایی مواج و گاه نیمه مواج کششها و تمایلات آنت می‌یابد. آنت در این زندگی تلاش می‌کند خود را پیدا کند و بیشتر خود را در مسیر این عواطف و احساسات قرار می‌دهد و کمتر به بررسی و تحلیل چرایی این حوادث و یا سنجیدن آنها و یافتن مبنایی برای چنگ زدن به آن می‌پردازد. اما یک چیز برای آنت اصل است.و آن روح آزاد و استقلال طلب آنتی است که همچون اسب‌های وحشی دوست دارد در دشت‌ها بتازد و زیر عنان ازدواج یا دیگر قراردادهای‌اجتماعی مرسوم نرود. از این جهت داستان در یک فضای ایده‌آلیست رمانتیک افراطی به پیش می‌رود و احتمالا توصیفات ادبی آن و کاویدن ظرایف روح زنانه‌ی آنت برای مخاطبان این سبک نوشته‌ها بسیار جذاب باشد. ترجمه‌ی ادبی به‌آذین در ابتدا برای خواننده‌ی معاصر کمی سنگین و شاید بیش از حد ادبی جلوه کند اما با گذشت ۵۰ صفحه به ارزش کار او در انتقال ظرافت‌های قلم‌ رولان خواهید برد. یک پرسش: اگر این کتاب را مطالعه کرده‌ایم لطفا بفرمایید این حال و هوای عشق سودایی آنت و خیالات او برای رسیدن به چیزی که خودش هم هنوز آن را نمی‌داند یک نقص(بیماری، افراطی‌گری، فاصله گرفتن از واقعیت) حساب می‌شود و یا صرفا از روح زلال و استقلال‌طلب برای بهتر زیستن ناشی می‌شود؟

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

9 نفر پسندیدند.

لیست ها

این کاربر هنوز لیستی منتشر نکرده است.

در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.