ز.مزارعی
تصویر پروفایل
قلعه محافظان: حقیقت پنهانامیرحسین و چراغ جادوگردان قاطرچی هامحمدجواد و شمشیر ایلیا

خوانده‌ام

8 کتاب

در حال خواندن

0 کتاب

می‌خواهم بخوانم

0 کتاب

یادداشت‌ها

5
          به نام خدا
سلام
نقد کتاب:امیر حسین و چراغ جادو
نقاط مثبت:
موضوع داستان برای من جالب بود
با یکی از دوستان هم موافقم که قسمتی که کیف پول آقای سعیدی را بهش پس داد خیلی خوب بود و در واقع یکی از الگو های مثبت کتاب بود که در آینده بهش اشاره خواهم کرد.
 ماجرا هایی که پشت سر گذاشتند هم به مخاطب یاد می داد که در مسیر به چیز هایی که دیده طمع نکند و گول بعضی از چیز ها را نخورد.
الگو های مثبت کتاب زیاد بود.
ما جراهایی که سر شام رستوران و انشا درباره ادیسون برای امیر حسین پیش آمد دو نکته داشت:۱ به حرف دوستان خیر خواه گوش کنید،  ۲ برای به دست آوردن هر چیز باید تلاش کرد.
نقاط منفی:یک چیزی را من در این کتاب نفهمیدم آن هم این بود که آن غول می گفت که من بچه غولم پس چه جوری توانسته بود به گراهام بل،توماس ادیسون و چند نفر دیگر کمک کند؟چون این بچه غول باید دست کم ۱۰۰۰۰ سال عمر کرده باشد و یک غول شده باشد.
در قسمت هایی که امیر حسین با یعقوب حرف می زد من با خودم فکر می کردم که یعقوب باید لهجه افغانی داشته باشد، لهجه ای مثل صحبت کردن ملالی در کتاب ستاره.
خدا نگهدار
      
5
          به نام خدا 
سلام
نقد کتاب:گردان قاطر چی ها
نویسنده : داوود امیریان
نقاط مثبت:
طنز پردازی نویسنده بسیار خوب بود.
تشبیه ها بسیار خوب بود.
کتاب بسیار خوب انسان را جذب می کرد. طوری که اگر من کتاب را بر میداشتم تا چند ورق بزنم نمی توانستم آن را رها کنم.
من اول فکر می کردم یوسف و سیاوش هم را می شناسند ولی این طور نبود ولی بالاخره با هم آشنا شدند.
آن قسمت که آقا ابراهیم داشت مسئولیت جدید یوسف را به او می گفت بسیار بسیار خنده دار و جالب بود.
نقاط منفی :
کمی اشتباه تایپی داشت مثل :سانش یعنی شانس.
من از بخش سرگین ها یا وقتی که یوسف در سرگین ها فرود آمد یا وقتی که رزمنده ها بیسکوییت های سرگینی را خوردند اصلا خوشم نیامد.
کلمات بد و نا مناسبی که در داستان بود را مناسب چنین داستان طنز پردازانه ای نمی دانستم.
متاسفانه من نفهمیدیم که دوران چه جنگی بود.


ودر آخر بعضی از دوستان گفتند که پایان کتاب را دوست نداشته این. البته من مثل آن دوستمون جلد دوم این کتاب را نخواندم ولی از پایان این داستان خوشم آمد.
و من درست نفهمیدم برای چه مش برزو و پسرش را دستگیر کردند.
ای کاش در کتاب لباس کردی را نیز توصیف می کردند چون من تا به حال چنین لباسی ندیده و یا اگر دیده به یاد ندارم.


کتاب بسیار جالب و طنز و طنز پردازانه ای بود.
تا کتاب بعدی خدا نگهدار.
      

لیست ها

این کاربر هنوز لیستی منتشر نکرده است.

فعالیت‌ها

ز.مزارعی
ز.مزارعی شروع به مطالعه‌ی این کتاب کرده است. 1401/7/1 - 10:32
ز.مزارعی
ز.مزارعی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/7/1 - 10:32
ز.مزارعی
ز.مزارعی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/6/31 - 20:04
ز.مزارعی
ز.مزارعی این کتاب را تمام کرد. 1401/6/31 - 17:37
ز.مزارعی
ز.مزارعی این کتاب را تمام کرد. 1401/5/12 - 16:57
ز.مزارعی
ز.مزارعی بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/4/18 - 18:24
                  به نام خدا
سلام
نقد کتاب:امیر حسین و چراغ جادو
نقاط مثبت:
موضوع داستان برای من جالب بود
با یکی از دوستان هم موافقم که قسمتی که کیف پول آقای سعیدی را بهش پس داد خیلی خوب بود و در واقع یکی از الگو های مثبت کتاب بود که در آینده بهش اشاره خواهم کرد.
 ماجرا هایی که پشت سر گذاشتند هم به مخاطب یاد می داد که در مسیر به چیز هایی که دیده طمع نکند و گول بعضی از چیز ها را نخورد.
الگو های مثبت کتاب زیاد بود.
ما جراهایی که سر شام رستوران و انشا درباره ادیسون برای امیر حسین پیش آمد دو نکته داشت:۱ به حرف دوستان خیر خواه گوش کنید،  ۲ برای به دست آوردن هر چیز باید تلاش کرد.
نقاط منفی:یک چیزی را من در این کتاب نفهمیدم آن هم این بود که آن غول می گفت که من بچه غولم پس چه جوری توانسته بود به گراهام بل،توماس ادیسون و چند نفر دیگر کمک کند؟چون این بچه غول باید دست کم ۱۰۰۰۰ سال عمر کرده باشد و یک غول شده باشد.
در قسمت هایی که امیر حسین با یعقوب حرف می زد من با خودم فکر می کردم که یعقوب باید لهجه افغانی داشته باشد، لهجه ای مثل صحبت کردن ملالی در کتاب ستاره.
خدا نگهدار
      

3 نفر پسندیدند.

ز.مزارعی
ز.مزارعی شروع به مطالعه‌ی این کتاب کرده است. 1401/2/17 - 20:33
ز.مزارعی
ز.مزارعی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/2/10 - 15:00

3 نفر پسندیدند.

در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.