Sana Mohtasham
تصویر پروفایل

Sana Mohtasham

@Mohtasham
                    I was moon, until the night was over 

                  
undefinedundefinedundefinedundefined

خوانده‌ام

48 کتاب

undefinedundefinedundefinednull

در حال خواندن

3 کتاب

undefinedundefinedundefinedundefined

خواهم خواند

37 کتاب

خواهم خواند

0 کتاب

یادداشت‌ها

نمایش همه
4
          «بچه ها می ترسند، فکر می کنند حالا که چند قدم دور شدم، می خواهم فرار کنم. موریانه «فرار» از كجا افتاد به جان خانواده ی ما؟»
مار و پله روایتی است از زندگی مدینه رخشانی، زنی که به دعوت پسر دایی اش حسن به دولت اسلامی روی می آورد و ادمین کانال داعش در ایران می شود. مار و پله اختصاص دارد به زمانی که او بازداشت شده است و خاطرات خودش را در بازجویی ها بیان می کند.
اولین و حتی مهم ترین چیزی که راجع به کتاب می توانم بگویم، قالب و محتوای آن است. طبیعتا می شود گفت جزو دسته کتاب های زندگینامه محسوب می شود و موقع بررسی آن باید به این موضوع توجه کرد. اما جالب اینجاست که وقتی کتاب را می خواندم، حالتش با تمام کتاب های این چنینی که قبلا خوانده بودم فرق داشت و انگار رمان می خواندم. درباره ی محتوا هم جذاب ترین بخشش برای من این بود که جلوه ی جدیدی از یک داعشی دیدم و تصورم از حالت تک بُعدی مردانی با ریش های قرمز و چهره هایی وحشی و ترسناک در سرزمین شام، خارج شد و زن مشهدی لاغر اندامی در افغانستان هم با یک کانال تلگرامی توانست عضوی از دولت اسلامی باشد و در ذهنم به عنوان یک داعشی جا بگیرد.
خارج از ماجراهای داعش و آشنایی با آنها، با قشر کمتر دیده شده ای از جامعه هم روبرو بودیم. تقریبا هیچ یک از اتفاقات و رفتار های خانواده ی مدینه برایم قابل درک نبود. زندگی با این همه خلاف و کثافت. پدری که دخترش را با کمربند می زد و مادری که مواد قایم می کرد، پسری که سی دی های رقص و خوانندگی دختران افغان را می دید و دختری که فاضله شده بود و به دولت اسلامی پیوسته بود. از طرفی دیگر هم با نحوه ی بازجویی ها و شرایط زندانی ها آشنا می شدیم. به شخصه فکر نمی کردم رفتار مأموران امنیتی و مراقبین زن با زندانی ها انقدر خوب باشد! برخی از آنها مثل سیمین که با مدینه خیلی دوستانه رفتار می کردند.
اما با این وجود پردازش شخصیت ها کمی اشکال داشت. از نظر خلق و خویی به طور کلی خوب بود و می شد تصوری از شخصیت ها داشت؛ هر چند این درباره ی خود مدینه خیلی صدق نمی کرد زیرا در طول کتاب به واسطه ی دروغ هایی که گفت ذهنیت های مختلفی نسبت به او پیدا می کردیم که در نهایت ممکن بود نابود شوند، البته این درباره ی مدینه جذابیت محسوب می شود و نقطه ضعف نیست. اما درباره ی سایر شخصیت ها و مدینه از نظر ظاهری متاسفانه شخصیت ها خیلی خوب پرداخته نشده بودند و نمی توانستیم درباره ی افرادی مثل محمد، احمد، سودابه، الیاس، حسن و حتی خود مدینه تصویر خاصی در ذهنمان بسازیم، مگر بر اساس داده هایی که از رفتارشان داشتیم. حالتی که من از خود مدینه هم به یاد دارم بیشتر بر اساس توصیفی بود که از نویسنده کتاب درباره ی او شنیده بودم. 
نکته ی منفی که شاید بسیاری از مخاطبان را هنگام خواندن کتاب اذیت کند، پرداختن بیش از حد به جزئیات در قسمت هایی از کتاب بود. شروع داستان جذاب بود و خواننده دوست داشت که اطلاعات بیشتری درباره ی شخصیت اصلی به دست بیاورد و با او همراه شود، اما بعد از دستگیری مدینه و شروع بازجویی ها رفته رفته کمی ماجرا کسل کننده شد. حالت های تکراری مدینه و زندان و سوال های جزئی بازجو، در این امر تاثیرگذار بودند. البته که از دل این موارد، نکات مفیدی هم استخراج می شد ولی به هر حال می شد که با کمتر کردن این جزییات در برخی قسمت ها، به جذابیت کتاب افزود.
از نظر ساختار ظاهری، نسخه ای که من داشتم جلد جالبی داشت و تصویر زنی با پوشیه، پرچم داعش و علامت تلگرام بود که اینگونه کلیتی از محتوای داخل کتاب را در اختیار خواننده قرار می دهد و در عین حال زیبا و جذب کننده هم هست. نوع چاپ و نوشته ها هم خوب بود، اما در بعضی قسمت ها دیالوگ ها کمی نامفهوم نوشته شده بودند و در این باره خواننده ممکن است گاهی دچار مشکل در پیدا کردن طرفین گفت و گو شود.
در کل کتاب فوق العاده زیبا و غافلگیر کننده ای بود که با وجود تمام نکات مثبت و منفی اش، ارزش یک بار خواندن برای هر فردی با هر سلیقه ای را دارد؛ هم از جهت داستان نفس گیر و جذاب و هم اطلاعات زیادی که درباره ی داعشی ها می توان به دست آورد.
«ماه آسمان و بیست و سومین پیمانه ی عمر من با هم کامل می شوند. امشب 24 ساله می شوم. من بچه ی چله ی زمستانم. بیابان با نور ماه، روشن است. مثل تمام سال های قبل، امسال هم دربه درم…»
      
5
          «اکنون آمده ام تا دستهایت را به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آن شکفتن و سبز شدن در انتظار توست ... »
آن شرلی کتابی جذاب و خواندنی است . داستان این کتاب درباره ی دختری به نام آن شرلی است که در یتیم خانه بزرگ شده . در گرین گیبلز ، خواهر و برادری به اسم های ماریلا و متیو کاتبرت، از یتیم خانه پسری خواسته اند تا سرپرستی او را به عهده بگیرند . ولی جای یک پسر ، با یک دختر مواجه می شوند ، آن شرلی با موهای نارنجی .
 یکی از نکات مثبت این کتاب ، در این بود که ، نویسنده توانسته بود به خوبی تصویر شخصیت ها و فضای داستان را در ذهن خواننده بسازد . من به شخصه وقتی کتاب را می خواندم ؛ تمامی شخصیت ها و محیط داستان را به خوبی می توانستم در ذهنم تجسم کنم . مثلا ظاهر و اخلاق آن شرلی ، روبی ، دایانا ، متیو ، ماریلا ، گیلبرت و..... . این نشان دهنده ی موفقیت نویسنده در امر شخصیت پردازی است . 
اما در این بین ، بعضی از توصیفات ، بیش از حد استفاده شده بودند ؛ توصیفاتی که اطلاعات مهمی نمی دهند و فقط باعث کسل شدن خواننده می شوند . به عنوان مثال در همان ابتدای کتاب ، تا زمانی که متیو کاتبرت می خواست برای آوردن آن شرلی از خانه بیرون برود ؛ هزاران حرف و اتفاقاتی که اصلا اهمیت ندارند افتاد ؛ آن هم در زمانی کم . یا مثلا در همان هنگام ، خانم ریچل . تمام حرف هایی که با خودش می زند و فکر هایی که می کند و حتی گام برداشتنش در اتاق هم ، ریز به ریز بیان شده بود. یا دعواهای آن شرلی و گیلبرت در اواسط تا اواخر کتاب ؛ که تمامی نداشت و تا پایان کتاب ادامه داشت و به نظرم دیگر خسته کننده ، شده بود .اگر از این موارد کم می شد ، قطعا تعداد صفحات هم کمتر می شد و خواندن راحت تر . 
نکته ی مثبت بعدی درباره ی موضوع داستان است . واقعا موضوع کتاب جذاب بود . مخصوصا برای دختران نوجوان و جوان . من به شخصه وقتی این کتاب را می خواندم ، تک تک احساسات و افکار آن شرلی برایم ملموس بود و خیلی خوب می توانستم او را درک کنم . خودم هم خوشحال بودم و وقتی به قسمت هایی می رسیدم که واقعا برایم قابل درک بود هیجان زده می شدم ؛ زیرا واقعیت هایی که در درون ما هست ، وقتی به نوشته در می آید و یا به تصویر کشیده می شود ،  جذابیتش برایمان بیشتر می شود . 
مورد بعدی درباره ی ساختار کتاب است . شروع کتاب خوب بود و به آمدن آن شرلی به گرین گیبلز می گذشت . اما نکته ی منفی این قسمت کتاب ، همان پرداخت به جزییات بود که در شروع داستان به اوج خود می رسد . بدنه ی کتاب هم بهتر از شروع آن بود ، یعنی عالی بود . این قسمت به اتفاقات جذاب و جالبی که برای آن شرلی در زندگی جدیدش می افتاد ، می گذشت . مثلا کنسرت دانش آموزان ، مدرسه رفتن آن شرلی ، اجرای نمایش و..... . پایان هم خیلی عالی بود . جمع بندی درستی انجام شده بود و با اینکه کتاب ، فصل های بعدی هم دارد ؛ پایان بازی نداشت . در کل ، آن شرلی کتابی فوق العاده زیبا و خواندنی است . امکان ندارد آن را به هیچ دختری پیشنهاد ندهم .
      
5
          « یادت باشه رین ، وقتی چیزی رو انقدر عمیق دفن می کنی ، دو برابر بلندتر از قبل پیش روت قد علم میکنه . »
کتاب درست مثل باران ، موضوعی احساسی و ماجراجویی دارد . داستان درباره ی دختری به نام رین است که برادرش که گاتری نام داشته را از دست داده است . پدر و مادرش از این بابت خیلی ناراحت هستند و برای فراموش کردن مرگ پسرشان تصمیم گرفتند؛ محل زندگی شان را جا به جا کنند . اما رین ماجرای مرگ برادرش را می داند و خیال می کند که خودش هم در مرگ او نقش داشته ، به همین دلیل همیشه از اینکه ، رازی که دارد بر ملا شود ؛ می ترسد .
 در کل ، کتاب ، داستان جذابی دارد ، ولی چیزی که زیباترش می کند این است که ، در این کتاب بالای هر بخش موضوع آن نوشته شده است ولی در لابه لای این ها ، نوشته های کوتاهی با عنوان ( آن شب ) نوشته شده که در هر کدام ، اطلاعاتی درباره ی شب فوت شدن گاتری داده شده است . همین اطلاعات ناقص باعث می شود که خواننده مشتاق دریافت اطلاعات بیشتر باشد و به سبب همین کنجکاوی ، با اشتیاق فراوان ، به خواندن ادامه می دهد .
 ولی با این حال ؛ نویسنده با پرداختن بیش از حد به جزییات ، خواننده را خسته می کرد . مثلا هنگام سفر خانواده ی رین به واشینگتن هایتس ، ریز به ریز اتفاقات از صحبت ها و مناظری که می دیدند گرفته تا امواج مختلف رادیو ، بیان شده بود . بخشی از این توصیف ها ، اتفاقا بسیار هم خوب است ، زیرا ؛ باعث می شود که خواننده ی کتاب بتواند شخصیت ها ، اتفاقات و فضای داستان را در ذهنش تجسم کند . اما در این کتاب علاوه بر توصیف های به جا ، از وصف های کسل کننده هم استفاده شده بود .
 یکی از نکات مثبت کتاب در شخصیت پردازی بود . اکثر شخصیت ها به خوبی ترسیم شده بودند . هم از لحاظ خلق و خو و هم از لحاظ ظاهری . به همین دلیل خواننده می تواند به خوبی تصویر شخصیت ها را در ذهنش تجسم کند . البته این نکته درباره ی بعضی شخصیت ها مثل ؛ مادر ، پدر ، فرانکی و خانم دِیسی به درستی رعایت نشده بود و شخصیت پردازی این افراد ، نسبت به بقیه ی عناصر داستان ، ضعیف بود . 
شروع کتاب خوب بود . به نحوه ای نوشته شده بود که خواننده علاقه مند به ادامه دادن می شد . به این دلیل که در همان ابتدا با توجه به متن داستان ، خواننده منتظر این می شود که بداند اتفاق آن شب دقیقا چه چیزی بوده و این نکته مثبتی است . اما در ادامه ، با اینکه اتفاقات جالبی برای رین و دوستانش در محیط جدیدی که به آن عادت ندارد ؛ می افتد ؛ ولی با پرداختن به جزییات از جذابیت بدنه ی داستان ، کاسته شده است . اما پایان بندی کتاب بسیار درست و زیبا انجام شده بود .
      

لیست ها

این کاربر هنوز لیستی منتشر نکرده است.

فعالیت‌ها

Sana Mohtasham پسندید.
مریم :)
مریم :) بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/5/29 - 17:12
Sana Mohtasham پسندید.
علی دائمی
علی دائمی بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/6/13 - 03:05
                    چند نکته دربارهٔ این کتاب:

✅ از اون جایی که کتاب‌های کمی در حوزهٔ نقدنویسی برای سینما منتشر شده، باید وجود این کتاب رو در بازار چاپ و نشر غنیمت دونست؛ علی‌الخصوص که نسبت به سایر کتاب‌ها منبع روزآمدتریه و فیلم‌های جدیدتر رو هم مورد بررسی قرار داده.

❌ با این حال نیمهٔ اول کتاب چیز زیادی به آموخته‌های من اضافه نکرد. مقدمات کلی و کسل‌کننده که برای دانشجوها و مخاطبان جدی سینما احتمالا تکراری خواهد بود. احساس کردم در بخش‌های آغازین کتاب سیر منطقی برای ارائهٔ مباحث وجود نداره یا آرایش سرفصل‌ها گیج‌کننده‌ست و نمی‌تونید بفهمید قراره از کجا به کجا برسید. بنابراین شاید برای تازه‌کازها و مبتدی‌ها شروع مطالعه با این کتاب، مناسب باشه ولی برای باتجربه‌ها احتمالا نکات بدیهی و پیش‌پاافتادهٔ زیادی خواهد داشت.

✅ نیمهٔ دوم کتاب وضعیت بهتری داره و یه سری نکات جزئی، دقیق و تازه دربارهٔ نگارش نقد بهتون یاد می‌ده: چگونگی شروع متن، ویژگی‌های یک پایان‌بندی خوب، پرهیز از انتخاب موضوعات خیلی کلی و گسترده، نکاتی دربارهٔ جمله‌بندی و استفاده از واژگان و... .

❌ فصل آخر کتاب هم که نکات ویرایشی و شکلی رو بیان می‌کنه به درد خواننده‌های فارسی‌زبان نمی‌خوره؛ چون به گفتهٔ مترجم تمام نکات نگارشی و ویرایشی که در کتاب ذکر شده مختص زبان انگلیسیه.

✅ درمجموع این کتاب رو توصیه می‌کنم و معتقدم خواندنش برای علاقه‌مندان به نقد و یادداشت‌نویسی در حوزهٔ سینما خالی از لطف نیست.
        

9 نفر پسندیدند.

Sana Mohtasham پسندید.
پارمین ایزدی
پارمین ایزدی بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/2/30 - 23:10
                    فرانکلین لاک پشتی است که خیلی خیلی آرام تر از لاک پشت حرکت می کند  .
او امروز خیلی هیجان زده است ،چون خرس او را به تولدش دعوت کرده است .
او با خودش تصمیم گرفته که در راه تند تند راه برود که حواسش به چیزی پرت نشود . خانه ی خرس خیلی دور نبود . بعد از گذشتن از یک جاده ، یک پل و مزرعه ی تمشک به خانه ی خرس می رسید .
در راه خرگوشی را دید که داشت بالا و پایین می پرید از او پرسید چه کار می کنی ؟ خرگوش جواب داد دارم مثل قورباغه راه می روم ، می خواهی با من بازی کنی ؟ 
فرانکلین گفت : به خانه ی خرس می روم نمی خواهم دیر برسم .
خرگوش به او گفت : تا خانه ی خرس راه کمی است و زمان زیاد است بیا بازی کنیم  ،و فرانکلین قبول کرد و با او بازی کرد ،بعد از بازی خرگوش به فرانکلین گفت:دیر میشه ها بیا بریم به خانه ی خرس و خرگوش پرید و رفت و فرانکلین هم به راه افتاد .
در راه به سمور آبی رسید و خلاصه مثل خرگوش با سمور آبی هم بازی کرد و بعد از بازی سمور گفت : دیر میشه ها و دوید و آن هم رفت در راه فرانکلین حلزونی را دید که دارد گریه می کند از او پرسید که چرا داری گریه می کنی ؟ 
او هم جواب داد : چون من که از تو هم آرام تر راه می روم امکان ندارد که سر وقت به خانه ی خرس برسم .
فرانکلین هم گفت : گریه نکن بیا با هم به خانه ی خرس برویم و او را روی کمر خود قرار داد و به راه افتاد .در راه کنار مزرعه ی تمشک ایستاد و بوته ی تمشک را از تمشک خالی کرد  حلزون از فرانکلین پرسید : چرا تمشک می چینی ؟
فرانکلین گفت : چون در تولد بخوریم .
و دقیقا سر وقت به تولد رسید .
سمور آبی و خرگوش هم آنجا بودند و باهم خوش گذراندند.
                                پایان
        

9 نفر پسندیدند.

Sana Mohtasham پسندید.
محمدرضا حمایت کار
محمدرضا حمایت کار بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/3/3 - 13:51
Sana Mohtasham پسندید.
محمدرضا حمایت کار
محمدرضا حمایت کار این کتاب را تمام کرد. 1401/3/3 - 13:51
Sana Mohtasham پسندید.
محمدرضا حمایت کار
محمدرضا حمایت کار بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/3/3 - 13:57
Sana Mohtasham پسندید.
محمدرضا حمایت کار
محمدرضا حمایت کار بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/3/3 - 13:59
Sana Mohtasham پسندید.
محمدرضا حمایت کار
محمدرضا حمایت کار این کتاب را تمام کرد. 1401/3/3 - 13:59
در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.