فاطمه رحمانی
تصویر پروفایل

فاطمه رحمانی

@Fatemehbook
                    
                  
ashkeanar
undefinedundefinedundefinedundefined

خوانده‌ام

8 کتاب

undefinedundefinedundefinednull

در حال خواندن

3 کتاب

undefinedundefinedundefinedundefined

خواهم خواند

5 کتاب

خواهم خواند

0 کتاب

یادداشت‌ها

2
          اول‌: نویسنده قلم روان و گیرایی دارد. تا انتهای داستان را میتوانی یک نفس بخوانی
دوم:مرد داستان، به خوبی نماینده مردانی‌ست که با رفتار و تربیت غلطشان، همسر و خانواده‌شان را دچار مشکل میکنند بخصوص از نظر روحی.
امااااا
پر از ایرادات محتوایی دیگر است؛

مثلا: سر تاته کتاب پر است از یک رقابت بی معنا بر سر تساوی و یک‌شکل بودن مرد و زن داستان.
مثل آنجا که می‌گوید ...امیریل(شوهرِ شخصیت اصلی) جوری پیش‌تر از من ایستاده و می‌گوید دربست که انگار من خودم چلاقم و نمی‌توانم ماشین بگیرم...
این یک نمونه کوچک از کل داستان است، چه فرقی میکند چه کسی تاکسی بگیرد؟ مثلا هرکی زودتر گرفت براربر تر است یا انسان تر؟

یا در کل کتاب این حس به مخاطب القا می‌شود که خانه‌داری، همسری و بچه‌داری عقب‌ماندگی‌ست و مانع پیشرفت انسان و هرچه با مردانِ بیشتری رقابت کنی زن تری.
اسلاید هارو ورق بزنید،
کتاب پر از تحقیر و سرزنش خانه‌داری و مادری است، درواقع زنی که خانه‌دار و مدیر یک خانواده و چندین انسان است، زنی بدبخت، عقب افتاده و احتمالا سیاه است و بوی نا میدهد.
مادری و بخصوص همسری در این کتاب فرقی با سرطان یا ایدز ندارد، شاید حتی بدتر.
مصداق زنان علیه زنان همین است، که فعالین حقوق زن ما شده‌اند چماقِ توی سر زن خانه‌دار، چماقِ توی سر نیمی از جامعه زنان ایرانی.
 تا انتهای کتاب به هر بدبختی ای که هست زن با مادری‌اش کنار می‌آید اما خانه‌داری و همسری همان سرطانی که بود هست.

پ.ن:یک طنز دیگر و سوگیری دیگر کتاب این بود که مادرشوهر، خواهرشوهر و جاری در کتاب دیوهایی بودند که پری قصه (مستوره) و خانواده‌اش را اسیر کرده بودند. و مستوره خالی از هر عیب و نقصی بود.
      

فعالیت‌ها

آرمان نوری
آرمان نوری بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/6/9 - 20:04
                    فوق العاده.به نظرم پنج ستاره هم کمه.تم مرکزی داستان اعتیاد است ولی داستان به حاشیه نشینی، جنگ،فقر و... هم می پردازد فضاسازی داستان عالی است فضای سیاهی که در آن غرق می شوی من فضای حاشیه نشینی را لمس کردم من جای سوزن تزریق را روی دست های خودم حس می کنم با اینکه هیچکدام رو تجربه نکردم.کتاب یه ناتورالیسم به تمام عیاره که اصلا شعار نمی ده تمام این ها در روزمرگی عادی یک آدم معمولی نشان داده می شود.حتی دوست شهید شخصیت داستان هم شعاری نیست.زبان داستان رکیک است که اتفاقا ویژگی مثبت کتاب است و شخصیت داستان و فضای داستان را هرچه بیشتر باورپذیر می کند.داستان رفت و برگشتی به گذشته و حال دارد و ما بخشی از کودکی شخصیت اصلی را هم می بینیم.در بعضی فصل ها نویسنده  گاه رویاهایش را هم نوشته ولی بعد می فهمیم واقعیت تلخ تر از این حرف هاست.من دوره سه جلدی کتاب را خواندم که در چاپ بعدی در یک مجلد چاپ شده است.در نگاه اول ممکن است تعداد صفحات کتاب از خواندن منصرف کند ولی کتاب روان و خوش خوان و با ریتم تند است که اصلا خسته نمی کند.
        

8 نفر پسندیدند.

فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/7/17 - 21:32
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/7/17 - 21:32
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/17 - 21:26
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/17 - 21:26
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/17 - 14:39
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی بر روی این کتاب یک یادداشت نوشت و امتیاز داد. 1401/7/17 - 14:29
                  اول‌: نویسنده قلم روان و گیرایی دارد. تا انتهای داستان را میتوانی یک نفس بخوانی
دوم:مرد داستان، به خوبی نماینده مردانی‌ست که با رفتار و تربیت غلطشان، همسر و خانواده‌شان را دچار مشکل میکنند بخصوص از نظر روحی.
امااااا
پر از ایرادات محتوایی دیگر است؛

مثلا: سر تاته کتاب پر است از یک رقابت بی معنا بر سر تساوی و یک‌شکل بودن مرد و زن داستان.
مثل آنجا که می‌گوید ...امیریل(شوهرِ شخصیت اصلی) جوری پیش‌تر از من ایستاده و می‌گوید دربست که انگار من خودم چلاقم و نمی‌توانم ماشین بگیرم...
این یک نمونه کوچک از کل داستان است، چه فرقی میکند چه کسی تاکسی بگیرد؟ مثلا هرکی زودتر گرفت براربر تر است یا انسان تر؟

یا در کل کتاب این حس به مخاطب القا می‌شود که خانه‌داری، همسری و بچه‌داری عقب‌ماندگی‌ست و مانع پیشرفت انسان و هرچه با مردانِ بیشتری رقابت کنی زن تری.
اسلاید هارو ورق بزنید،
کتاب پر از تحقیر و سرزنش خانه‌داری و مادری است، درواقع زنی که خانه‌دار و مدیر یک خانواده و چندین انسان است، زنی بدبخت، عقب افتاده و احتمالا سیاه است و بوی نا میدهد.
مادری و بخصوص همسری در این کتاب فرقی با سرطان یا ایدز ندارد، شاید حتی بدتر.
مصداق زنان علیه زنان همین است، که فعالین حقوق زن ما شده‌اند چماقِ توی سر زن خانه‌دار، چماقِ توی سر نیمی از جامعه زنان ایرانی.
 تا انتهای کتاب به هر بدبختی ای که هست زن با مادری‌اش کنار می‌آید اما خانه‌داری و همسری همان سرطانی که بود هست.

پ.ن:یک طنز دیگر و سوگیری دیگر کتاب این بود که مادرشوهر، خواهرشوهر و جاری در کتاب دیوهایی بودند که پری قصه (مستوره) و خانواده‌اش را اسیر کرده بودند. و مستوره خالی از هر عیب و نقصی بود.
      

2 نفر پسندیدند.

فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی شروع به مطالعه‌ی این کتاب کرده است. 1401/7/17 - 14:10
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی به این کتاب امتیاز داد. 1401/7/17 - 14:07
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی این کتاب را تمام کرد. 1401/7/17 - 13:58
فاطمه رحمانی
فاطمه رحمانی این کتاب را می‌خواهد بخواند. 1401/7/17 - 12:24
در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.