محمدامین اکبری

تصویر پروفایل

محمدامین اکبری

کتابدار بلاگر
@Amin.Akbari
                    
                  
@amin.akbari70

یادداشت‌ها

نمایش همه
به نام او ایتالیایی‌ها را خیلی دوست می‌دارم، از تمام کشورهای اروپا مشتاق‌ترم که ایتالیا را ببینم. در ادبیات هم یاد ندارم اثری از نویسندگان این کشور خوانده باشم و خوشم نیامده باشد بلکه از هر نویسنده بیش از یک اثر خوانده‌ام. ایتالو کالوینو، ناتالیا گینزبورگ، جووانی گوارسکی، پیرو کیارا، چه‌زاره پاوه‌زه و حالا السّاندرو باریکّو مدتها بود که می‌خواستم این دو اثر کم‌حجم از باریکّو را که پیش از این خریده بودم، بخوانم. سالها پیش زمانی که فیلم‌بین بودم افسانه هزار و نهصد از جوزه‌په تورناتوره را دیده بودم و از آن خوشم آمد بود. خواندن نووه چنتو یا همان افسانه هزار و نهصد خاطره آن را زنده کرد، البته کتاب را بهتر دیدم حکایتی جذاب و پر کشش که لحظات غافلگیرکننده زیادی دارد، می‌گویم حکایت چرا که ایتالیایی‌ها به جای رمان‌نویس و داستان‌پرداز قصه‌گو هستند، ایتالیایی‌ها توانسته‌اند به سنت دیرپای داستان‌گویی خود رنگ و طرحی نوین بدهند و آثاری جهانی خلق کنند، کاری که به نظر بنده ما ایرانی‌ها می‌توانستیم بکنیم و نکردیم به‌جای آنکه هدایت را الگو قرار دهیم اگر راه جمالزاده را ادامه می‌دادیم وضعیتمان بهتر بود، بگذریم. خلاصه نووه‌ چنتو را با ترجمه خوب حسین معصومی همدانی بخوانید حتی اگر فیلم تورناتوره را دیده‌اید. دومین کتابی که از باریکو خواندم ابریشم بود، اثری که تفاوتی اساسی با نووه چنتو داشت اثری کاملا ساختارمند و فرمالیستی. داستان تاجری فرانسوی که در قرن نوزدهم به‌صورت قاچاقی به ژاپن می‌رود و تخم ابریشم می‌آورد و درگیر ماجرایی عاشقانه هم می‌شود. کتاب از فصلهای کوتاه متعدد تشکیل شده که ضرباهنگ جالب‌توجهی به آن داده است. من ابریشم را بیش از نووه چنتو دوست داشتم و آن را اثر کاملتری دیدم منتها ترجمه نوکنده آن‌قدر بد بود که آن‌طور که باید لذت نبردم. ترجمه‌های دیگر اگر بهتر بود آنها را بخوانید. تمام.

17 نفر پسندیدند.

به نام او ایتالیایی‌ها را خیلی دوست می‌دارم، از تمام کشورهای اروپا مشتاق‌ترم که ایتالیا را ببینم. در ادبیات هم یاد ندارم اثری از نویسندگان این کشور خوانده باشم و خوشم نیامده باشد بلکه از هر نویسنده بیش از یک اثر خوانده‌ام. ایتالو کالوینو، ناتالیا گینزبورگ، جووانی گوارسکی، پیرو کیارا، چه‌زاره پاوه‌زه و حالا السّاندرو باریکّو مدتها بود که می‌خواستم این دو اثر کم‌حجم از باریکّو را که پیش از این خریده بودم، بخوانم. سالها پیش زمانی که فیلم‌بین بودم افسانه هزار و نهصد از جوزه‌په تورناتوره را دیده بودم و از آن خوشم آمد بود. خواندن نووه چنتو یا همان افسانه هزار و نهصد خاطره آن را زنده کرد، البته کتاب را بهتر دیدم حکایتی جذاب و پر کشش که لحظات غافلگیرکننده زیادی دارد، می‌گویم حکایت چرا که ایتالیایی‌ها به جای رمان‌نویس و داستان‌پرداز قصه‌گو هستند، ایتالیایی‌ها توانسته‌اند به سنت دیرپای داستان‌گویی خود رنگ و طرحی نوین بدهند و آثاری جهانی خلق کنند، کاری که به نظر بنده ما ایرانی‌ها می‌توانستیم بکنیم و نکردیم به‌جای آنکه هدایت را الگو قرار دهیم اگر راه جمالزاده را ادامه می‌دادیم وضعیتمان بهتر بود، بگذریم. خلاصه نووه‌ چنتو را با ترجمه خوب حسین معصومی همدانی بخوانید حتی اگر فیلم تورناتوره را دیده‌اید. دومین کتابی که از باریکو خواندم ابریشم بود، اثری که تفاوتی اساسی با نووه چنتو داشت اثری کاملا ساختارمند و فرمالیستی. داستان تاجری فرانسوی که در قرن نوزدهم به‌صورت قاچاقی به ژاپن می‌رود و تخم ابریشم می‌آورد و درگیر ماجرایی عاشقانه هم می‌شود. کتاب از فصلهای کوتاه متعدد تشکیل شده که ضرباهنگ جالب‌توجهی به آن داده است. من ابریشم را بیش از نووه چنتو دوست داشتم و آن را اثر کاملتری دیدم منتها ترجمه نوکنده آن‌قدر بد بود که آن‌طور که باید لذت نبردم. ترجمه‌های دیگر اگر بهتر بود آنها را بخوانید. تمام.

9 نفر پسندیدند.

12 نفر پسندیدند.

به نام او 🔹️گمان کنم از اولین افرادی باشم که ترجمه رمان تازه‌کشف‌شده لویی فردینان سلین یعنی "جنگ" را می‌خواند و شاید اولین کسی که بر روی آن مرور می‌نویسد. 🔸️سلین را با "سفر به انتهای شب"ش می‌شناسند؛ رمانی که اول‌بار جلال آل‌احمد در کتاب "ارزیابی شتابزده" به آن اشاره کرد و رمان "مدیر مدرسه"اش را متاثر از آن دانست؛ نزدیک سه دهه بعد فرهاد غبرایی آن را به فارسی برگرداند. ترجمه‌ای که پس از چاپ اول تا پارسال ممنوع‌الچاپ بود و در این فاصله محبوبیت زیادی را بین کتابخوانان ایرانی پیدا کرد، و نسخه‌های غیرقانونی زیادی از آن به فروش رسید به‌گونه‌ای که دیگر شاهکارهای سلین مثلِ "مرگ قسطی"، "قصر به قصر" و "دسته دلقکها" را که با ترجمه خوب مرحوم مهدی سحابی در دهه هشتاد منتشر شده بود، به حاشیه راند. در کل سلین از نویسندگانی است که فارسی‌زبانان دیر با آن آشنا شده‌اند ولی به‌واسطه بیان صریح و بی‌پیرایه و نگاه متفاوتش روز به روز بر تعداد طرفدارانش افزوده شد. 🔸️سال گذشته شش هزار صفحه دستنویس از آثار منتشرنشده سلین کشف شد که رمان "جنگ" که در اوایل تابستان امسال در فرانسه منتشر شد، اولین اثری است که پژوهشگران توانستند از بین این صفحات استخراج کنند. سلین این رمان را به‌احتمال قوی در سال هزار نهصد و سی و چهار در حد فاصل انتشار دو شاهکار خود یعنی "سفر به انتهای شب" و "مرگ قسطی" نوشته است. سلین در سال هزار و نهصد و چهل و چهار به‌دلیل شرایط اضطراری سالهای پایانی جنگ جهانی دوم پاریس را ترک می‌کند و این رمان به‌همراه دستنوشته‌های دیگرش در آپارتمانش می‌ماند تا سال گذشته، دهه‌ها پس از مرگ نویسنده پیدا می‌شود. 🔸️جنگ رمان کاملی است، اصلا حس و حال یک رمان نیمه‌کاره را ندارد احتمالا سلین می‌خواسته در بازبینی مجدد مولفه‌های سبکی خود را در آن پررنگتر کند وگرنه داستان کامل است. در اینجا هم به‌مانند بیشتر رمانهای سلین شخصیت اصلی خود اوست؛ یا بهتر است بگوییم که شخصیت اصلی هم‌نامِ با اوست، لویی فردینان دتوش (نام شناسنامه‌ای سلین). سرجوخه دِتوش بیست ساله در جریان جنگ جهانی اول مجروح می‌شود سپس به بیمارستانی منتقل می‌شود. بیشترینه داستان در این بیمارستان و در میان مجروحان می‌گذرد. بسیاری از مولفه‌های شخصیت مانند سن و مجروحیت در جنگ با زندگی شخصی سلین می‌خواند ولی تفاوتها چنان است که نمی‌توان نتیجه گرفت که شخصیت اصلی خود سلین است و این کتاب زندگی‌نامه او چرا که در مورد دیگر آثار او هم که چنین حالتی دارد نمی‌توانیم چنین اظهارنظری کنیم در واقع نویسنده با استفاده از برخی وقایع زندگی خود و شاخ و برگ دادن به حوادثی که از نزدیک شاهد آن بوده می‌خواهد داستانش را روایت کند و برای باورپذیری هرچه بیشتر از نام اصلی خود استفاده می‌کند ولی این دلیل نمی‌شود که بگوییم که سلین یک زندگی‌نامه‌نویس است و رمانهایش شرح حال. در واقع برعکس دیگر نویسنده‌ها عمل می‌کند آنها وقایع و اتفاقات زندگی شخصی خود را به شخصیتهای خیالی نسبت می‌دهند ولی او بسیاری از اتفاقاتی را که حتی در زندگی شخصی‌اش رخ نداده به خود نسبت می‌دهد در واقع به لویی فردینان دتوش. 🔸️ و اما مختصری هم درباره این رمان خاص بگویم و یادداشت خود را تمام کنم. سلین را به بی‌پروایی و صراحت می‌شناسند به‌طوری که عده‌ای او را نویسنده‌ای غیراخلاقی می‌دانند. "جنگ" هم از این قاعده مستثنا نیست به‌غیر از اینکه از تمام آثاری که من از او خوانده‌ام صریح‌تر است‌. فی‌المثل سلین در این رمان از صحنه‌های خشن در جنگ و همچنین روابط جنسی در پشت جبهه‌ها به‌صراحت بیشتری سخن گفته. او در دیگر آثارش با شگردهایی که جزو مولفه‌های سبکی او است این بی‌پروایی‌ها را پوشیده‌تر بیان می‌کند و این موارد آن چنانی که در این رمان به چشم می‌آید در آنها به چشم نمی‌آید. در آن رمان‌ها بیشتر اظهارنظرهای بی‌پروا و خلاف جریان و دشنام‌هایی که او به این و آن حواله می‌کند جلوه می‌کند. البته تلاش مترجم برای قسر در رفتن از قیچی ممیز قابل تقدیر است به‌طوری که تا توانسته به تشبیه و استعاره پناه برده و از افعال و اسامی کهن و منسوخ شده بهره‌مند شده است. 🔹️با وجود همه این سخن‌ها "جنگ" رمانی خواندنی است که می‌توان آن را در رده آثار این نویسنده بزرگ فرانسوی جای داد. نویسنده‌ای که چندان هم فرانسوی نیست و به‌حق تافته‌ای جدا بافته در میان هم‌گنان خود است.

26 نفر پسندیدند.

2 نفر نظر دادند.
به نام او 🔹️هروقت کتابی را که بازار کتاب به من تحمیل کرده خواندم در بهترین حالت توقعاتم برآورده نشده حتی اگر نویسنده‌اش هانا آرنت باشد که بیشتر آرایَش را می‌پسندم و بیشتر کتابهایش را مهم می‌دانم. ولی "آیشمن در اورشلیم" کتاب مهمی نیست. 🔸️کتاب مشاهدات مکتوب هانا آرنت نویسنده و متفکر یهودی آلمانی‌الاصل از دادگاه محاکمه آدولف آیشمن در اسرائیل در سال هزار و نهصد و شصت و یک است. آدولف آیشمن یکی از افسران بلندپایه دولت نازی آلمان و مسئول اخراج یهودیان از قلمرو رایش سوم بود که بعد از پایان جنگ جهانی دوم به آرژانتین گریخت و در حدود شانزده سال بعد در سال شصت توسط موساد ربوده و به اسرائیل منتقل شد و دو سال بعد اعدام شد‌. آرنت که در آن روزگار در امریکا زندگی می‌کرد برای تهیه گزارش به اسرائیل رفت و این کتاب ماحصل مشاهدات وی است. 🔸️به‌غیر از چند فراز خواندنی، کتاب بیشتر شرح و تفصیل اقدامات آیشمن در زمان قدرت خود در قلمرو آلمان نازی است که به‌خاطر رویکرد ژورنالیستی آرنت از انسجام لازم برخوردار نیست و چندان به‌کار مخاطب عادی نمی‌آید. در بخش‌هایی هم آرنت روحیه ضدصهیونیستی خود را نشان می‌دهد و اساساً نفس برگزاری چنین دادگاهی آن‌هم با توجه به ربودن متهم را زیر سوال می‌برد. که خب همه اینها می‌توانست به‌شکلی موجزتر و خلاصه‌تر بیان شود مگر اینکه اینگونه توجیه کنیم که مخاطب این کتاب ما نیستیم و کتاب به‌کار کسانی می‌آید که مطالعاتی دقیق درباره آلمان نازی، جنگ جهانی دوم و اصلا وضعیت یهودیان اروپا در این دوره دارند‌ که البته با این توجیه هم باز این نقد به آرنت وارد است که کتاب منسجمی ننوشته و موفق نشده تصویری روشن از شخصیت اصلی کتاب خود ارائه دهد. تصویر آیشمن در این کتاب تصویری متناقض و پرابهام است و سرآخر معلوم نمی‌شود که او آدم مهمی بوده یا نه؟ یهودی‌ستیز بوده یا نه؟ باهوش بوده یا کودن؟ و سوالاتی از این دست. 🔹️خلاصه اگر از آرنت کتابی خوانده‌اید و این کتاب را نخوانده‌اید باید بگویم چیز خاصی را از دست نداده‌اید و اگر تا به حال از او کتابی نخوانده‌اید "آیشمن در اورشلیم" گزینه مناسبی برای شروع نیست، فریب بازار را نخورید.

13 نفر پسندیدند.

لیست ها

نمایش همه
اَبلهجنایت و مکافاتبَرادران کارامازوف (ج۱)

بهترین ترجمه‌های داستایفسکی

16 کتاب

به نام او فهرست زیر ترجمه‌های آثار داستایفسکی به انتخاب بنده است . قاعدتا بنده روسی نمی‌دانم ولی با توجه به چیزهایی که خوانده و شنیده‌ام و قیاسی که بین متن فارسی آنها داشته‌ام این فهرست را فراهم آورده‌ام. تنها رمانها و آثاری را که خوانده‌ام مبنا قرار داده‌ام. از «جنایت و مکافات» و «خاطرات خانه مردگان» دو ترجمه را انتخاب کرده‌ام چرا که بسیار به‌هم نزدیک بود و نمی‌توانستم یکی را بر دیگری ترجیح دهم و خب آن ترجمه‌ای که تقدم دارد انتخاب اول من است. از «روستای استپانچیکووا» تنها یک ترجمه وجود دارد با عنوان ناشناس. دو مجموعه داستان کوتاه را هم در آخر آوردم که خب قاعدتا تعدادی داستان مشترک دارد. همین :) 1. ابله- ترجمه مهری آهی- نشر خوارزمی من ترجمه سروش حبیبی را هم خواند‌ه‌ام این چیز دیگری‌ست. گویا این ترجمه خانم آهی نیمه‌کاره مانده بوده که توسط جناب ضیا فروشانی دیگر مترجم ارجمند و توانای آثار روسی تکمیل شده و مورد بازبینی نهایی قرار گرفته است. ۲. جنایت و مکافات- ترجمه علی‌اصغر رستگار- نشر نگاه کلا من با نشر نگاه مشکل دارم ولی برخی مترجمان تنها با نگاه کار می‌کنند که خواندن کتابهایشان ارزشمند است مثل اصغر رستگار ابوالحسن تهامی. این نسخه از همه ترجمه‌ها بهتر و به فضای داستایفسکی نزدیکتر است البته رستگار یکسری تندرویهایی در محاوره کردن کلام داشته که شاید به ذائقه همه خوش نیاید که در اینجا نسخه آتش‌برآب توصیه می‌شود. البته رستگار در برادران کارامازوف حتی این خطاها و زیاده‌رویها را همندارد و الحق حق شاهکار داستایفسکی را ادا کرده است. ۳. برادران کارامازوف- ترجمه اصغر رستگار- نشر نگاه رستگار اطلاعات بسیار زیادی درباره کتاب مقدس دارد و چند کتابی در این باره ترجمه و منتشر کرده است از این رو علاوه بر نثر دلنشین پانوشتهایی که به رمان داستایفسکی اضافه کرده برای مخاطب بسیار ارزشمند است. 4. شیاطین- ترجمه سروش حبیبی- نشر نیلوفر ۵. یادداشتهای زیرزمینی- ترجمه حمیدرضا آتش‌برآب- نشر علمی و فرهنگی ۶. قمارباز - ترجمه حمیدرضا آتش‌برآب- نشر علمی و فرهنگی ۷. خاطرات خانه مردگان- ترجمه محمدجعفر محجوب- نشر علمی و فرهنگی استاد محمدجعفر محجوب از استادان بزرگ دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران بودند که علاوه بر پژوهشهای ادبی چند ترجمه در حوزه ادبیات داستانی هم داشته‌اند. نثر پخته‌ای دارند البته شاید به مذاق عده‌ای خوش نیایید به همین خاطر ترجمه خانم رامز از فرهنگ نشر نو که در ادامه آمده است پیشنهاد می‌شود هرچند با خواندن ترجمه خانم رامز متوجه می‌شویم که ایشان همواره نیم‌نگاهی به ترجمه آقای محجوب داشته‌اند. 8. بیچارگان- ترجمه خشایار دیهیمی- نشر نی اولین رمان داستایفسکی که با عناوین دیگری مثل «مردم فقیر» هم ترجمه شده در کتاب «شبهای روشن و چند داستان دیگر» با ترجمه پرویز همتیان بروجنی که در ادامه می آید هم این داستان هست. 9. ناشناس- ترجمه حمیدرضا آتش‌برآب و پریسا شهریاری- نشر هرمس تنها رمان طنز داستایفسکی یادگار دوران جوانی او است که در آن تحت تاثیر نیکلای گوگول بوده است این رمان پس از مدتهای مدید توسط نشر هرمس بازچاپ شد. 10. جنایت و مکافات- ترجمه حمیدرضا آتش‌برآب- نشر علمی و فرهنگی هر سه کاری را که آتش‌برآب از داستایفسکی برای نشر علمی و فرهنگی ترجمه کرده همراه با تفسیرهای متعدد است که خوب و خواندنی‌ست. 11. یادداشتهایی از خانه مردگان- ترجمه سعیده رامز- فرهنگ نشر نو 12. شبهای روشن- ترجمه سروش حبیبی- انتشارات ماهی یکی از عجیبترین داستانهای داستایفسکی 13.شبهای روشن و چند داستان دیگر- ترجمه پرویز همتیان بروجنی- انتشارات امیرکبیر همتیان بروجنی یکی از مترجمان خوب بود که متاسفانه به‌تازگی متوجه شدم که به رحمت خدا رفتند از من به شما نصیحت هرچه را از ایشان دیدید بخرید و بخوانید. 14. رویای آدم مضحک و چند داستان دیگر- ترجمه رضا رضایی- نشر ماهی مجموعه خوبی است ترجمه رضایی هم خوب است گول تک اثرهایی را که منتشر می‌شود نخورید مثلا داستان تمساح را که بابک شهاب ترجمه کرده و توسط نشر برج چاپ شده در این کتاب می توانید پیدا کنید با نثری بهتر و دلنشینتر.

30 نفر پسندیدند.

5 نفر نظر دادند.
در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.