بهتر انتخاب کن، بهتر بخوان

مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان

مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان

مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان

4.2
28 نفر |
7 یادداشت
جلد 1

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

در حال خواندن

3

خوانده‌ام

69

خواهم خواند

11

کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان، نویسنده مرتضی مطهری.

بریدۀ کتاب‌های مرتبط به مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان

نمایش همه

لیست‌های مرتبط به مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان

آزادی معنویهدف زندگیتوحید

اندیشه ناب اسلامی (لیست دوم_ آثار شهید مطهری)

34 کتاب

در ادامه‌ی معرفی لیست کتب اندیشه ی اسلامی، اینک آثار درجه یک استاد علامه شهید مطهری(ره) رو معرفی میکنم. آثاری که به قول حضرت امام خمینی(ره) بدون شک تمامی این آثار، خوب و انسان ساز می‌باشد و مقام معظم رهبری هم در موارد مختلف تاکید ویژه و بسیاری بر مطالعه‌ی آثار شهید مطهری دارند و در جایی میفرمایند مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی ایران آثار شهید مطهری است. شهید پالیزوانی در وصیت نامه خود می‌نویسد: مطهری را دریابید! و شهید حاج قاسم سلیمانی هم علاقه زیادی به آثار استاد مطهری داشته و در دوره های مطالعاتی آثار شهید مطهری شرکت می‌کرده است. بسیاری از شبهات روز جامعه (به نظرم بیش از ۹۰درصد شبهات) را می‌توان با مطالعه آثار شهید مطهری به شکلی دقیق پاسخ گفت و دوباره اسلام را بر خودمان و در مرحله بعد به مردم و جوانان عرضه نمود. بنده مهمترین آثار اندیشه ای ایشان را در این لیست قرار می‌دهم اما پیشنهاد میشود تمامی آثار استاد مطالعه شوند. همچنین پیشنهاد میکنم این آثار در قالب دوره های مطالعاتی همچون دوره بینش مطهر یا دوره هایی که انتشارات صدرا برگزار میکند مطالعه شوند.

یادداشت‌های مرتبط به مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی: انسان و ایمان

                این کتاب به علت روان بودن و مسائلی که بدان پرداخته ، برای ورود به مباحث دینی و مذهبی برای من خیلی خوب بود.
کتاب به صورت عمقی به تعریف ایمان و شرح آن نپرداخته ولی خیلی جاها به تعدادی از سوالاتم و همچنین دغدغه هایم پاسخ گفت و مفاهیمی رو برایم قابل لمس تر کرد.
و در قسمت هایی یادآوری های شیرینی برایم داشت.

خلاصه کتاب:
«به مقــایسه‌ای بین انسان و حیوان پرداختـه شـده‌است و برتری انسان نسبت به حیوان را در دو چیز می خواند: علم و ایمان و این دو را مکمّل هم می‌داند. در ادامه از ایمان‌های مذهبی می‌گوید و مزایای آن نسبت به دیگر ایمــان‌ها مثل ایمـان به پول و قدرت و.. بیــان می‌کند و ضـرورت داشتن یک ایدئولــوژی معیـّن و انواع ایدئولوژی‌ها را ذکر مـی‌کنــد و با هم مقـایسه می‌کنـد و مکتب اســلام را به عنوان مکتبی همه‌جانبه بیان می‌کند و در پایان منابع تفکّر در اسلام را نام می‌برد.»

استاد برتری انسان را نسبت به حیوان،علم و ایمان می داند،دو بال برای قرار گرفتن در مسیر کمال انسانی که هیچ یک نیز،جانشین یکدیگر نمی شوند.
 و چه زیبا درباره ی علم و ایمان می نویسد:«علم به ما روشنایی و توانایی می‌‏بخشد و ایمانْ عشق و امید و گرمی؛ علم ابزار می‌سازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت می‌دهد و ایمان جهت؛ علم توانستن است و ایمانْ خوب خواستن؛ علم می‏‌نمایاند که چه هست و ایمان الهام می‏‌بخشد که چه باید کرد؛ علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمی می‌کند و ایمان روان را روان آدمیت می‌سازد؛ علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می‌دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می‌برد؛ علم طبیعت‏‌ساز است و ایمان انسان‌‏ساز. 
علم زیبایی عقل است و ایمان زیبایی روح؛ علم زیبایی اندیشه است و ایمان زیبایی احساس. علم امنیت برونی می‌دهد و ایمان امنیت درونی. علم جهان را با انسان سازگار می‌کند و ایمان انسان را با خودش. 
 استاد مطهری، انسان و ایمان، ص23»

من برداشتم اینگونه است( با توجه به خوانده هایم و تجربیات زندگیم) برای رسیدن به ایمان،علم و آگاهی باید وجود داشته باشد ،بعد از آن اگر(مخیر بودن انسان مد نظر است) در درون آدمی شعله ی شور و اشتیاق زبانه کشد ،آنگاه است که این علاقه و انگیزه به همراه علم می شود ایمان.
یعنی وقتی عقل انسان وجود خدا را بپذیرد، به نظرم اولین شرط حرکت به سوی او را به‌دست آورده‌ ولی هر حرکتی علاوه بر شناخت، نیازمند انگیزه هم است.
 شناخت به تنهایی نمی‏ تواند انسان را به حرکت آورد؛
پس شناختی می‏ تواند انســان را به حـرکت درآورد که شوق‏ انگیز باشد و اشتیـاق انسان وقتی شعله ور می‏ شود که نتیجه حرکت خود را به سوی کمال‌ و سعادت ببیند.
پس فرد مختار با توجه به عقلش و یا شرح خبرهایی که شنیده است ،اشتیاقی را در دل احساس می کند و وقتی دست به عمل بزند به ایمان می رسد،یعنی به یقینی توأم با عمل و عشق است.
        

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

امیررضا

1403/01/05

            ۶ فصل
یک_انسان و حیوان
تو اولین قسمت از تفاوت ها و شباهت های انسان با حیوان میخونیم و اینکه برتری ما نسبت به سایر موجودات چیه
دوم، علم و ایمان.
رابطه علم و ایمان چگونس؟ آیا میتونن بدون هم باشن
یا هر کدوم نیاز به دیگری دارن؟ هر کدوم چطور تو زندگی کمکمون میکنن؟
حالا که تکلیف رو با ایمان و علم مشخص کرد میره سراغ چی؟ ایمان مذهبی
ایمان مذهبی چطور؟ ما چرا بهش نیاز داریم؟
مگر نمیتونیم خودمون احساسات، ایده ها و باقی مسائل رو به شکل طبیعی جلو ببریم؟چه نیاز به ایمانی مذهبی داریم پ؟

حالا میره سراغ مکتب جامع که چیه؟ اسلام
از لغزشگاههای اندیشه از نظر قرآن مثال میزنه مثل میل های نفسانی، تکیه بر گمان به جای علم، شتابزدگی و...
در آخر هم سه تا منبع تفکر میده. ینی چی؟
قرآن مارو دعوت کرده به اندیشه و تفکر در چیز های شایسته و بهمون گفته دنبال چیزایی که هیج بدردتون نمیخوره نرین و اصلا فکرتون رو خرجش نکنین. حضرت محمد فرمود علمی رو که دارا بودن اون سودی نبخشه و نداشتنش زیانی نرسونه بیهودس. 
اما علمی که سودمند همیشه مورد تشویق اسلام بوده
حالا قرآن این سه موضوع رو برای تفکر مفید و سودمند ارائه داده که نویسنده در مورد هر کدوم مختصری توضیح داده: طبیعت_تاریخ_ضمیر انسان

متن‌ جذاب و روان و خوندنش بسی دلچسب
          
            این کتاب جزء آثار قلمی شهید مطهری هست. ایشون طرحی 7 جلدی داشتند با عنوان مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی. جلد اول این دوره با عنوان فرعی انسان و ایمان به سوالاتی از این قبیل پاسخ می‌دهد: ملاک امتیاز انسان از غیرانسان چیست؟ زندگی انسان چند نوع می‌شود؟ رابطه‌ی ایمان و علم (دو مصنوع زندگی روحانی و معنوی انسان) چیست؟ ایمان مذهبی چگونه ایمانی است؟ و در آخر درباره‌ی ایدئولوژی می‌نویسند و تدقیقی در معنای ایدئولوژی می‌کنند. سخنان شهید مطهری بر پایه‌ی نظریه‌ی «فطرت» است؛ مطهری به یگانگیِ فطرتِ نوعِ انسان معتقد است (همچنانچه بسیاری دیگر از علمای همعصر ایشان به فطرت معتقدند)
حین خواندن کتاب، دو گروه در مقابل نظریه‌ی فطرت به ذهنم آمدند: دسته‌ی اول گروهی از اهل فلسفه که با نظریه‌ی فطرت مخالفند. دسته‌ی دوم گروهی از (به اصطلاح) معتقدان به فطرت، که تنها به یک وجه مختصر از فطرت اشاره دارند و به طور مشخص از وجه اخلاقی نظریه‌ی فطرت چشم پوشیده‌اند. خدا هدایتشان کند!