1984

1984

1984

جورج اورول و 1 نفر دیگر
4.1
130 نفر |
37 یادداشت

با انتخاب ستاره‌ها به این کتاب امتیاز دهید.

12345

خوانده‌ام

267

خواهم خواند

102

در حال خواندن

17

رمان ۱۹۸۴ نام کتاب مشهوری از جورج اورول است که به سال ۱۹۴۹ منتشر شده؛ نویسنده‌ای که بسیاری او را با رمانی تخیلی - سیاسی قلعه حیوانات می‌شناسند. کتاب ۱۹۸۴ که به نام نوزده هشتاد و چهار هم شناخته می‌شود، در واقع یک «ضد مدینه فاضله» یا «پاد آرمان‌شهر» است که دنیایی فرضی و مخوف را در آینده به تصویر می‌کشد؛ دنیایی که در آن مردم جامعه تحت تاثیر پروپاگاندای حزب حاکم، تنفر شدیدی نسبت به دشمن دارند، بنده‌وار دیکتاتور را می‌پرستند (کسی که او را با عنوان «برادر بزرگ» یا «ناظر کبیر» می‌شناسیم)، نه تنها آزادی بیان که حتی آزادی اندیشه وجود ندارد، گناه‌کاران به راحتی اعدام می‌شوند و آزادی‌های فردی و حریم خصوصی افراد به شدت توسط قوانین حکومتی پایمال می‌شوند؛ به نحوی که حتی صفحات نمایش در خانه‌ها از شهروندان جاسوسی می‌کنند. ترسناک‌تر این که شهروندان این جامعه مجبورند همیشه با چهره‌ای سرشار از خوش‌بینی و لبخند به این صفحات نمایش نگاه کنند و کوچکترین نارضایتی از خود نشان ندهند؛ در غیر این‌صورت مورد خشم دیکتاتور قرار می‌گیرند. شخصیت اصلی داستان در جامعه‌ای زندگی می‌کند که به سه طبقه مجزا تقسیم شده‌است: طبقه کارگر، اعضای عادی و اعضای رده‌بالای حزب. او عضو عادی حزب است که روزی در اقدامی قانون‌شکنانه، دفترچه‌ای قدیمی می‌خرد و در آن شروع به نوشتن اندیشه‌های خود می‌کند و همین سرپیچی، سرآغاز چالش‌های او (و ما به عنوان خواننده رمان) با موضوعاتی از قبیل قدرت، عشق، انسانیت و ‌‌‌‌‌ ... می‌شود. در تحلیل و بررسی کتاب ۱۹۸۴ آن را بیانیه سیاسی شاخصی در رده‌ی نظام‌های تمامیت‌خواه به حساب می‌آورند. بهترین ترجمه کتاب ۱۹۸۴ را احتمالا باید میان ترجمه‌هایی از صالح حسینی، کاوه میرعباسی، مریم فیروزبخت یا حمیدرضا بلوچ جستجو کرد، هرچند ترجمه‌های دیگری هم از این رمان جورج اورول در بازار موجود است.

خرید از فروشگاه ها

لیست‌های مرتبط

خانواده من و بقیه حیواناتخداحافظ گاری کوپرلیدی ال

سیاهه‌ی صدتایی رمان

100 کتاب

اولا صد تا بيش‌تر شد، گفتيم صد و ده تا بشود تيمنا و تبركا، آن هم نشد! مي‌توانيد خودتان تا صد و ده را پر كنيد. ثانيا براي بعضي از كتاب‌ها كه ترجمه‌هاي متعدد داشت، ترجمه‌ي به‌تر را -به انتخابِ خودم!- برگزيدم. ثالثا نه كسي با خواندنِ رمان بي‌دين مي‌شود، نه دين‌دار، اين هر دو، كارِ آخوند است! رابعا اين‌چنين سياهه‌اي را آن‌چنان كه پيش‌تر گفته‌ام، قديم‌ها ناصرزاده‌ي عزيز به ما -به دوستانم و نه به من!- پيش‌نهاد كرده بود، اما از آن‌جا كه سياهه‌ي وي را نيافتم، سياهه‌ي خود را نوشتم، كه يحتمل حذف و اضافاتي دارد. خامسا شايد بعضي از رمان‌هاي تازه منتشر شده مثلِ "سورِ بز" از دستم در رفته باشند، اما از آن‌طرفِ قضيه شايد بعضي از رمان‌هاي قديمي را نيز فراموش كرده باشم، مثلِ "هكلبري فين" يا "تام ساير". اين به آن در. سادسا در اين سياهه‌ي رمان، كتاب‌هايي وجود دارند كه اصالتا رمان نيستند، مثلِ "هفت روزِ آخر" رضا بايرامي. سابعا اگر پنج دقيقه‌ي ديگر به من وقت مي‌دادند، نامِ بيست رمانِ ديگر را اضافه مي‌كردم، و يحتمل نامِ ده كتاب را نيز حذف. اما به هر رو شما مي‌توانيد مطمئن باشيد كه از اين صد و اندي، دستِ كم پنجاه تا را بايد (حتا در دورانِ سپري‌شده‌ي بايدها و نبايدها!) بايد خواند... ثامناً -كه خيلي سخت است- همان هشتماً! بعضي از جاهاي خالي را كه بدجوري توي ذوق مي‌زد با توضيحاتي بي‌ربط پر كرده‌ام. ترتيب هم كاملا تصادفي است. تاسعاً اين قلم آن‌قدر از استعداد و فروتنيِ توامان برخوردار مي‌باشد كه كارهاي خودش را در اين سياهه نياورده باشد. منتقدانِ گرامي بي‌جهت دنبال‌شان نگردند!!! رضا امیرخانی، اردیبهشت 1397 *هشت‌تایش اینجا جا نشد: سنگ صبور (صادق چوبک)، بارون درخت نشین (ایتالو کالوینو)، سنگ‌اندازان غارِ کبود (داوود غفارزادگان)، روی ماه خداوند را ببوس (مصطفا مستور)، مرغان شاخسار طرب (کالین مک کالوی)، صد سال تنهایی (گابریل گارسیا مارکز)، مجمع الجزایر گولاک (الکساندر سولژنیتسین)، مسخ و درباره‌ی سمخ (کافکا و ناباکوف).

49 نفر پسندیدند.

2 نفر نظر دادند.

یادداشت‌ها

امین پازوکی

1401/4/30 - 09:52

دوران «1984» دوران سیاهی است. همه جا به شدت کنترل می‌شود؛ آدم‌ها حتی در مخفی‌ترین گوشه اتاقشان هم کنترل می‌شوند. فکر کردن ممنوع است. دوست داشتن ممنوع است. حتی در حین رابطه با همسر هیچ احساسی نباید در میان باشد و صرفاً این عمل به عنوان یک وظیفه، که همان تولید مثل است انجام گیرد. هر چه حزب بگوید همه باید آن را قبول کنند. تاریخ گذشته عوض می‌شود و تمام مستندات اعم از روزنامه، مقاله، خبر و ... تغییر پیدا می‌کنند تا حرف‌های حزب واقعی باشد. افرادی که برخلاف حزب فکر کنند و کارهای خلاف خواست آن‌ها را انجام دهند، از صفحه روزگار محو می‌شوند؛ نه تنها خودشان، که حتی اسم و نام و هرچه که مربوط به اوست از دفاتر و اسناد پاک می‌شود. طوری که انگار از روز اول چنین شخصی وجود نداشته و به دنیا نیامده است. در یک چنین دنیایی «وینستون اسمیت» احساس می‌کند که از «برادر بزرگ» (رهبر حزب) متنفر است و حزب در حال نابودی انسان‌ها و عواطفشان و برده کردن آن‌ها است. و دست به کارهایی می‌زند که خلاف میل حزب است و اولین کارش این است که خاطرات خود را مکتوب می‌کند. کتاب، یک دولت دیکتاتوری را ترسیم می‌کند که ادعای دیکتاتوری ندارد. دولتی که از مردم ماشین‌های بی‌احساس و بی‌عاطفه‌ای ساخته که فقط کار و تولید مثل کرده و در خدمت حزب باشند تا حزب برای همیشه قدرت را در اختیار داشته باشد. نویسنده خواسته با این کتاب ذهن و چشم مردم را نسبت به اتفاقات جاری در اطرافشان روشن کند و ببینند که در اطرافشان چه وقایعی در جریان است و چه کار باید بکنند. خواندن این کتاب را به همه عزیزان پیشنهاد می‌کنم. امین پازوکی 1399/08/12

7 نفر پسندیدند.

Mim

1400/3/30 - 04:23

من این کتابو وقتی ۱۶ ساله بودم دست گرفتم. و بعد از این همه سال هنوز حال و هوای کتاب از خاطرم نرفته. حال و هوای کتاب بسیار سیاسیه و یه جورایی سعی میکنه شرایط زندگی توی کشوری فرضی که با سیستم ایدئولوژی محور و با سیستم اطلاعاتی/نظارتی قوی بر مردمش حکومت میکنه، از زبون کسی که در سلسله مراتب حکومتی شعلی داره اما دیدن زمانهای متفاوت قدیم(تا جایی که یادمه)، اون رو نسبت به شرایطش بی اعتماد و بی اعتقاد کرده، توصیف کنه. حالتون خوش نخواهد بود بعد از خوندن این کتاب مخصوصا وقتی بدونید نویسنده برای نوشتن اون فضا الهاماتی توی زندگی واقعی هم داشته. برای همین لطفا قبل از خوندنش افسرده، ناامید، نگران یا ترسان از شرایط زندگیتون نباشید. خوندن این ترجمه برام نسبت باقی ترجمه های معروف تر کتاب، روون تر بود چون لغات ساده تری توش استفاده شده بود. اگر با لغات فاخر یا ادبی مثل من سر و کله میزنید، این ترجمه بیشتر به دردتون می خوره. در آخر توصیه میکنم قبل از خوندن این کتاب سراغ مزرعه حیوانات برید. و اوگر از اون لذت بردید و یک کمی قصد خود آزاری داشتید، سراغ این یکی حتما بیاید. والسلام

7 نفر پسندیدند.

مریم زندوکیلی

1400/4/16 - 15:05

1984 را اورول در سال 1949، هم‌زمان با قدرت گرفتن بلوک شرق، منتشر کرد. این کتاب جامعه‌ی سوسیالیستی توتالیتری را بر مبنای کشورهای کمونیستی وقت ترسیم می‌کند و پیش‌بینی درستی را از وضعیت آن‌ها در آینده‌ای نزدیک ارائه می‌کند. زمانی که آرمان‌ها و اهداف حزب برای مردم رنگ می‌بازند و چهره‌‌ی واقعی «قدرت»، بدون هیچ بزکی نمایان می‌شود. سلطه و نفوذ این نظام «سوسیانگل» چنان است که حوزه‌ی ‌فردی و زندگی شخصی در آن از بین می‌رود و تماما تحت کنترل و نظارت حاکمیت در می‌آید. نقش «ناظر بزرگ» تمثیلی از رهبران بلوک شرق به ویژه استالین و سیستم‌های کنترلی-نظارتی منصوب به اوست. و نیز افرادی که تنها به عنوان جزء‌ی از یک کل شناخته می‌شوند، چنان به خدمت اهداف حزب‌ در می‌آیند که هریک به یک دستگاه کنترل‌گر تقلیل می‌یابند. آن از خودبیگانگی که مارکس مذمت می‌کرد به نوعی دیگر خود را نشان می‌دهد. افرادی که تنها در جهت اهداف حزب معنا می‌یابند و به کارکرد اجتماعی‌شان تقلیل یافته‌اند، به جاي از خودبيگانگی با فرآيند توليد، از خویشتن خود بیگانه می‌شوند. ممنوعیت عشق و هرگونه عواطف بشری که در کتاب مطرح می‌شود نیز اشارتی است به همان از دست رفتن مفهوم فرد(individual). در تحلیلی جامعه‌شناختی، این کتاب را می‌توان نقدی بر کارکردگرایی ساختاری نیز دانست. تاکید بر مفاهیمی چون نظم ساختاری، یکپارچگی اجتماعی، کارکرد نظام‌های بروکراتیک (وزارت‌خانه‌ها) و مذموم دانستن هرگونه تضاد اجتماعی نشان از نگاه انتقادی اورول بر مبانی این نظریه است. شاید بتوان گفت باوجود این‌که استالینیسم بر مبانی تضاد استوار است، اما نهایتا به بدیل آن پیوند می‌خورد. . بخش از کتاب:[ قدرت در وارد آوردن درد و خواری نهفته است. قدرت در تکه تکه کردن ذهن‌ها و پیوند دادن آن‌ها در شكلی تازه، به اختیار خود ما نهفته است. ... اگر تصویر آینده را بخواهی، پوتینی را مجسم کن که جاودانه چهره‌ی انسان را لگدمال می‌کند. ... تنها با آشتی دادن تناقضات است که می‌توان قدرت را ابدالاباد حفظ کرد.]

5 نفر پسندیدند.

در ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺘﺎب ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ: (( دﻧﯿﺎی ﺣﯿﺮت اﻧﮕﯿﺰ 1984 از ﺳﻪ ﮐﺸﻮر ﻏﻮل آﺳﺎ ،ﻣﻘﺘﺪر و ﺑﯽ رﺣﻢ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﮐﻪ داﺋﻤﺎ درﺣﺎل ﺟﻨﮓ ﻫﺴﺘﻨﺪ.ﺳﺎﮐﻨﺎن اﯾﻦ ﺳﻪ ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ﺑﯿﺶ از ﻃﺎﻗﺖ ﺧﻮد،ﺑﻪ ﮐﺎر ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و در ﻣﺤﯿﻄﯽ ﮔﺮﻓﺘﺎر ﮔﺸﺘﻪ اﻧﺪ ﮐﻪ در آن ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن دوﻟﺖ ﻣﻤﻨﻮع ﺷﺪﻩ و ﻧﻔﺮت ﺑﺮ ﺧﻼف ﻣﯿﻞ اﺷﺨﺎص ،ﺑﺮ اﻧﮕﯿﺨﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد....)) دﻧﯿﺎﯾﯽ ﻧﻪ ﭼﻨﺪان دور، ﻧﻤﯽ داﻧﻢ ﭼﺮا ذرﻩ ذرﻩ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎی ﺣﺰب ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ اوﺷﯿﻨﯿﺎ ﻣﺮا ﯾﺎد اﻓﮑﺎر ﺟﻨﺎب ﻋﻼﻣﻪ و ﺷﺎﮔﺮدان ﭘﺎﯾﺪاری ﺷﺎن ﻣﯽ اﻧﺪاﺧﺖ .ﻗﺒﻮل ﻧﺪارﯾﺪ؟ ﭘﺲ اﯾﻦ ﮐﺘﺎب را ﺑﺨﻮاﻧﯿﺪ . ﺟﻨﮓ ﺻﻠﺢ اﺳﺖ .آزادی ﺑﺮدﮔﯽ اﺳﺖ .ﺟﻬﻞ ﻗﺪرت اﺳﺖ . اﯾﻦ ﮐﺘﺎب ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪ ،رﻣﺎن دﻧﯿﺎی ﮐﻨﺎﯾﻪ ﻫﺎﺳﺖ. دﻧﯿﺎی اﺻﻼح اﺳﺖ ،ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻫﺎی ﮐﻨﺎﯾﻪ آﻣﯿﺰ .ﮐﺘﺎب ﺧﻮﺑﯽ اﺳﺖ.ﭼﻮن ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺑﺎﻫﻮﺷﯽ دارد ﺧﯿﻠﯽ دوﺳﺖ دارم ﻗﻠﻌﻪ ﺣﯿﻮاﻧﺎﺗﺶ را ﺑﺮای ﺑﺎر دوم ﺑﺨﻮاﻧﻢ:)

4 نفر پسندیدند.

حمیدرضا رعیتی

1401/5/17 - 22:10

کتاب رو بصورت الکترونیکی در فیدیبو خواندم و در اوقات فراغت و بی کتابی ان را تمام کردم. کتابی زیبا در مورد حکومتهای دیکتاتوری و بسته و وضعیت مردم در این حکومتها چند تا یادگاری از این کتاب ارزشمند ۱. به همگان هشدار مى دهد که اگر روند تاریخ تغییر نکند، انسان ها در سراسر دنیا، بى آنکه خود بدانند، خصوصیات انسانى خود را از دست مى دهند و به آدم هایى ماشینى و بى روح تبدیل مى گردند ۲. مى توانند آدم را وادار به گفتن همه چیز بکنند. اما نمى توانند آدم را وادار کنند تا آن چیزها را باور کند. آنها نمى توانند به درون آدم دسترسى پیدا کنند. ۳. اگر آدم احساس کند که انسان ماندن، حتى اگر بى نتیجه باشد، ارزشمند است، درواقع آنها را شکست داده اى. ۴. یک گروه حاکم تا زمانى حاکم است که بتواند جانشینانى براى خود انتخاب کند. حزب در پى بقاى خون و اصالت نیست بلکه براى بقاى وجود خود تلاش مى کند. مهم نیست چه کسى قدرت را به دست مى گیرد به شرط آن که ساختار طبقاتى براى همیشه به همان شکل پایدار بماند. ۵. حزب به کارهایى که علنا انجام مى شود علاقه ندارد. فقط افکار براى ما مهم هستند. ۶. چگونه یک انسان مى تواند قدرتش را بر انسان دیگرى اعمال کند؟» وینستون فکر کرد. «با وادار کردن او به رنج کشیدن.» ـ دقیقا. با وادار کردن او به رنج کشیدن. اطاعت کافى نیست. اگر او رنج نکشد، چه طور مى شود مطمئن شد که او در حال اطاعت از خواسته تست نه خواسته خودش؟ ماندن در قدرت یعنى تحمیل درد و حقارت. ۷. ـ درد به تنهایى همیشه کافى نیست. گاهى بشر در مقابل درد تا حد مرگ هم مقاومت مى کند. اما براى هرکس چیزهایى وجود دارد که اصلاً قابل تحمل نیست و نمى تواند به آنها فکر کند. کارى هم به شهامت و یا ترس ندارد بیست و ششم فروردین ۱۴۰۱ سیزدهم رمضان

3 نفر پسندیدند.

محمد هنرور

3 روز پیش

تا حالا شده کتابی بخوانید و با خود بگویید: «آخ آخ این نویسنده انگار از دل من سخن می‌گه!» ۱۹۸۴ از جورج اورول چنین کتابی است. اسمیت که گویی همان مردم ایران هستند، (البته به غیر از اون قشر چند درصدی جامعه) که مانند اسمیت کوپن‌های سیگار و تیغ ریش‌تراش خود را دریافت و برای دریافت چند نخ سیگار بیشتر کمی بیشتر کار کرده‌اند. مانند اسمیت که به دنبال آزادی است و حتی برای آن تلاش می‌کند؛ اما غافل از اینکه اعتمادی که به دوستش دارد با یک نارفیقی ساده، نقش بر آب می‌شود. اگر این کتاب را نخوانده‌اید از اینجا به بعد را برای ۱۹۸۴ی‌ها بگذارید. اسمیت که همانند مردم این روزهای ما چند صباحی در زندان گذارنده و انواع فشارهای روحی و جسمی را تجربه کرده است در پایان داستان آخرین جرعه جام مشروب موردعلاقه‌ش را بالا می‌کشد و به چهره برادر بزرگ که همیشه خنده‌ای پشت آن سبیل‌های پرپشتش بوده است، می‌نگرد. این لبخند... لبخندی که نمی‌دانیم دلیل آن ساده بودن مردم است یا خون‌هایی که در شیشه ریخته شده‌اند؛ اما خوب می‌دانیم این غروبی که اسمیت در حال مشاهده آن است با بقیه غروب‌ها متفاوت است. این غروب همانند غروب سیزده بدر یا غروبی برای دونده‌ای یا ورزشکاری است که صبح آن روز با انگیزه از خواب پا شده؛ اما میان مسابقه چنان زمین خورده است که دیگه غروب خورشید آن روز بعد مسابقه برایش زهرمارترین غروب است. اسمیت که جرعه خود را می‌نوشد، مانند همه مردم به این حکومتی که همه جا آن‌هارو می‌نگرد که گویی خدا در حال مشاهده ما انسان‌هاست و با هر رفتاری باید جواب آن را پس داد. به راستی که اگر خدا قدرت اختیار و انتخاب را به ما نمی‌داد چقدر زندگی از این وضعی که هست بدتر و غیر قابل تحمل می‌شد. شاید سرتان با این نوشته درد آمده باشد؛ اما در پایان می‌خواهم بگویم که اگر ایران هستید و جزو آن چند درصد مردم به شمار نمی‌روید یا اگر به یاد وطن در هر کجای جهان می‌گریید، این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنم. حتی اگر فکر می‌کنید جزو‌ آن چند درصد هستید این کتاب را برای آگاهی بیشتر خود بخوانید.

با نمایش یادداشت داستان این کتاب فاش می‌شود.

سهیل خرسند

1401/9/12 - 22:47

کتاب رو با ترجمه‌ی آقای مهدی بهره‌مند از انتشارات جامی خواندم. ترجمه به اندازه‌ای کسالت‌آور٬ خسته کننده و ناموزون بود که گاهی لازم بود روی متن چند بار فوکوس کنم تا منظور نویسنده رو خودم درک کنم. این کتاب توسط اشخاص زیادی ترجمه شده و درسته که من از ترجمه‌های دیگر اطلاعی ندارم اما پیشنهاد میکنم این ترجمه رو کنار بگذارید و از ترجمه‌ی دیگری استفاده کنید. در مورد خود کتاب باید اعتراف کنم نویسنده از وقایع و حقایقی که همه‌ی ما امروزه در مورد حکومت‌های تمامیت‌خواه می‌دانیم و بخصوص ما ایرانی‌ها که کاملا آشنا با چنین فضایی هستیم به شکلی در داستانِ جذابِ‌خود پرداخته که خواننده نه تنها احساس خستگی نمیکنه بلکه در داستان غرق میشه و دوستش میداره و تا آخر به خواندنش ادامه میده. این کتاب مکمل خیلی خوبی برای کتاب مزرعه حیوانات هست. در اواخر کتاب در بخشی میخوانیم «بشر به طور نامحدود قابلیت چکش خوردن و نرم شدن دارد» که در این جمله هزاران حرف نهفته هست و میشه در موردش به بحث و گفتگو پرداخت. در آخر جهت دادن امتیاز به کتاب چون به مزرعه حیوانات که به نوعی همزادِ این کتابه ۴ تا ستاره دادم و از اونطرف نمی‌تونم از کتاب با اینکه خیلی دوستش داشتم به عنوان یک شاهکار یاد کنم برای همین ۴ ستاره دادم و خواندنش رو به همه‌ی دوستانی که هنوز نخوندنش پیشنهاد میکنم.

1 نفر پسندید.

در حال مطالعه

کتاب در حال مطالعه ای وجود ندارد.

با جستجو می‌توانید کتاب‌های مورد علاقه‌ی خود را انتخاب کنید و به این لیست اضافه کنید.